از «فوتبال سرخپوشان» تا امروز


یادداشت |

مجيد دهنوي 

 

تيم فوتبال سرخپوشان زنان گلستان، تنها يک خاطره ورزشي نيست؛ بخشي از هويت توانمند زنان ديار هيرکان است. روزگاري نه‌چندان دور، نام سرخپوشان گرگان در ميان تيم‌هاي برتر فوتبال بانوان کشور با احترام برده مي‌شد؛ تيمي بومي که با اتکا به استعداد دختران گلستاني، مديريت دلسوزانه و تلاش مجموعه‌اي از علاقه‌مندان ورزش، تا سکوي دوم ليگ برتر فوتبال بانوان ايران پيش رفت. سرخپوشان گرگان در فصل منتهي به نايب‌قهرماني، با کسب 15 پيروزي، سه شکست و 45 امتياز، تنها با يک امتياز اختلاف نسبت به شهرداري بم، عنوان دوم کشور را به دست آورد. اين موفقيت، صرفاً يک رتبه در جدول نبود؛ اثباتي بود بر اينکه گلستان، با وجود محدوديت‌هاي مالي و امکاناتي، مي‌تواند در عالي‌ترين سطح فوتبال زنان ايران نقش‌آفرين باشد.در شکل‌گيري آن دوره درخشان، نقش مديران و حامياني چون مجيد دزياني، مديرعامل باشگاه، دکتر علي نصيبي، قائم‌مقام باشگاه، و دکتر مجيد دهنوي، عضو هيئت‌مديره، قابل توجه است. آنان همراه با ديگر دلسوزان ورزش، الگويي از حمايت مردمي و مديريتي را شکل دادند که نتيجه‌اش تيمي منسجم، اخلاق‌مدار و عمدتاً بومي بود. خبرگزاري مهر در همان سال‌ها از سرخپوشان گرگان به عنوان «بومي‌ترين تيم ليگ برتر فوتبال بانوان» ياد کرده بود؛ عنواني که نشان مي‌داد موفقيت تيم نه حاصل جذب کوتاه‌مدت ستاره‌ها، بلکه برآمده از پرورش ظرفيت‌هاي درون‌استاني است.سرخپوشان فقط يک تيم باشگاهي نبود؛ مدرسه‌اي براي پرورش بازيکنان مستعد هم بود. نام‌هايي چون مريم رحيمي، وحيده ايثاري و يوکابد اسدي در گزارش‌هاي رسانه‌اي به عنوان بازيکنان بومي و ملي‌پوشِ مرتبط با اين تيم ديده مي‌شود. حضور آنان در اردوهاي تيم ملي، بيانگر آن بود که گلستان مي‌تواند از مسير باشگاه‌داري، بازيکناني در تراز ملي تربيت کند. در سال‌هاي بعد نيز حضور دختران گلستاني در اردوهاي رده‌هاي مختلف ملي، از جمله رده نوجوانان، نشان داد که چشمه استعداد در استان خشک نشده است. با اين همه، پرسش امروز اين است که چرا استاني که زماني نايب‌قهرمان ليگ برتر بانوان بود، اکنون کمتر در سطح اول فوتبال زنان کشور ديده مي‌شود؟

پاسخ را بايد در چند عامل به‌هم‌پيوسته جست‌وجو کرد. نخست، نبود پشتيباني مالي پايدار. فوتبال بانوان، بيش از هر چيز، به باشگاه‌داري مستمر نياز دارد؛ يعني منابع مشخص براي تمرين، سفر، تجهيزات، کادر فني، پزشکي ورزشي و پرداخت هزينه‌هاي فصل. تجربه سرخپوشان نشان داد که شور، انگيزه و تعصب به تنهايي کافي نيست. تيمي که اسپانسر پايدار نداشته باشد، حتي اگر بهترين بازيکنان را نيز در اختيار داشته باشد، با فرسايش تدريجي روبه‌رو مي‌شود.

عامل دوم، کمبود زيرساخت‌هاي اختصاصي براي ورزش زنان است. گزارش‌هاي رسانه‌اي درباره ورزش بانوان گلستان طي سال‌هاي گذشته، بارها به فقدان سالن اختصاصي، کمبود امکانات، محدوديت زمين و ساعت تمرين، و دشواري‌هاي استفاده مشترک از فضاهاي ورزشي اشاره کرده‌اند. فوتبال زنان براي پيشرفت، فقط به يک زمين نياز ندارد؛ به محيط تمريني امن، منظم، استاندارد و در دسترس نياز دارد. وقتي ورزشکار براي يافتن زمان تمرين يا امکانات اوليه با مانع روبه‌رو باشد، مسير قهرماني ناگزير دشوارتر مي‌شود.

سومين عامل، گسست ميان استعداديابي و تيم‌داري حرفه‌اي است. گلستان همچنان در رده‌هاي پايه ظرفيت دارد. برگزاري مسابقات نوجوانان بانوان کشور در گرگان و حضور تيم‌هايي مانند آرنا گرگان در رقابت‌هاي رده نوجوانان، نشانه‌اي مثبت از ادامه حيات فوتبال دختران در استان است. با اين حال، ميان کشف يک استعداد نوجوان و تبديل او به بازيکن ليگ برتري و ملي‌پوش، حلقه‌هاي مفقوده‌اي وجود دارد: آکادمي منسجم، مربي‌گري تخصصي، مسابقات منظم، حمايت تحصيلي و خانوادگي، و مهم‌تر از همه، تيم بزرگسالانِ باثبات.

چهارمين مسئله، ضعف حضور بخش خصوصي و صنايع استان در حمايت از ورزش زنان است. گلستان داراي ظرفيت‌هاي اقتصادي در کشاورزي، صنايع غذايي، خدمات، گردشگري و توليد است؛ اما اين ظرفيت‌ها کمتر به صورت سازمان‌يافته در خدمت ورزش حرفه‌اي بانوان قرار گرفته‌اند. حمايت از فوتبال زنان نبايد صرفاً هزينه تلقي شود؛ اين حمايت نوعي سرمايه‌گذاري اجتماعي و فرهنگي است. باشگاهي که نام يک بنگاه اقتصادي را در سطح کشور مطرح کند، مي‌تواند براي آن مجموعه اعتبار اجتماعي، ديده‌شدن رسانه‌اي و پيوندي مؤثر با جامعه محلي ايجاد کند.

واقعيت اين است که فوتبال زنان گلستان نه با کمبود علاقه روبه‌روست و نه با فقدان استعداد. دختراني که در سال‌هاي اوج سرخپوشان آرزوي پوشيدن پيراهن اين تيم را داشتند، گواهي روشن بر جذابيت و اثرگذاري آن باشگاه بودند. مسئله اصلي، کمبود يک برنامه پايدار و نهادي براي تبديل اين علاقه و استعداد به موفقيت مستمر است.

بازگشت فوتبال زنان گلستان به جايگاه شايسته خود، دور از دسترس نيست؛ اما نيازمند تصميم‌هاي روشن است: تشکيل يا تقويت باشگاهي با پشتوانه مالي مشخص، ايجاد آکادمي فوتبال دختران در گرگان و شهرستان‌ها، اختصاص فضاهاي تمريني مناسب به بانوان، حمايت از مربيان زن، برگزاري ليگ‌هاي منظم استاني و ايجاد سازوکار ارتباطي ميان مدارس، هيئت فوتبال، دانشگاه‌ها و باشگاه‌ها.

سرخپوشان گرگان به ما يادآوري مي‌کند که گلستان يک‌بار توانسته است در سطح ملي بدرخشد. آن تجربه، صرفاً افتخاري مربوط به گذشته نيست؛ نقشه راهي براي آينده است. اگر همدلي مديران، حضور حاميان اقتصادي، برنامه‌ريزي هيئت فوتبال و پشتکار دختران ورزشکار دوباره در کنار هم قرار گيرد، فوتبال زنان گلستان مي‌تواند بار ديگر از يک خاطره پرافتخار به يک واقعيت زنده و رقابت‌ساز در فوتبال ايران تبديل شود.

 

مدرس دانشگاه