هشدار آتش
یادداشت |
مجيد دهنو خلجي (دهنوي)
آتشسوزي اخير در محدوده ميدان شهرداري گرگان، صرفاً يک حادثه گذرا نبود؛ بلکه هشداري روشن و جدي براي همه تصميمسازان شهري است. اين رخداد بار ديگر نشان داد که در شهري با پيشينه تاريخي، بافتهاي فرسوده، سازههاي قديمي و تراکم بالاي فعاليتهاي شهري، هر لحظه غفلت ميتواند به بحراني گسترده تبديل شود. گرگان، بهويژه در قلب تاريخي خود، نيازمند نگاهي تازه و علمي به مسئله ايمني، پيشگيري و حفاظت از جان و مال شهروندان است. اما مخاطرات گرگان به آتشسوزي محدود نميشود. اين شهر، بهدليل ويژگيهاي ژئومورفولوژيکي و کالبدي خاص، با مجموعهاي از تهديدهاي طبيعي و انساني روبهروست؛ تهديدهايي که اگر درست شناخته و مديريت نشوند، ميتوانند خسارتهاي سنگيني بر پيکره شهر وارد کنند. سيلاب و آبگرفتگي معابر در بارشهاي شديد، لغزش و ناپايداري زمين در پهنههاي مستعد، و فرونشست يا تخريب موضعي ساختمانها در برخي نقاط، از جمله مخاطراتي هستند که بايد در صدر برنامهريزي شهري قرار گيرند. وجود تپههاي لسي داخل شهر، برخي ساختوسازهاي کمضابطه، و توسعه کالبدي در پهنههاي حساس، بر ميزان آسيبپذيري گرگان افزوده است. نمونههايي از آسيبهاي ساختماني در محدودههايي مانند سوپر سحر، تپه صداوسيما، زيبا شهر، منظريه و دادگستري و ديگر نقاط مستعد لغزش، نشان ميدهد که هرگاه ساختوساز بدون توجه به ظرفيت زمين، شيب، جنس خاک و اصول مهندسي انجام شود، شهر ناگزير هزينه آن را در قالب خسارت، ناپايداري و بحران خواهد پرداخت. از سوي ديگر، ساختمانسازي در حريم رودخانهها و مسيرهاي طبيعي عبور آب، بهويژه در محورهايي چون صياد، ناهارخوران و اطراف رودخانههاي شهري، نهتنها خطر آبگرفتگي را افزايش ميدهد، بلکه مسير طبيعي رواناب را بر هم ميزند و شهر را در برابر بارشهاي شديد بيدفاعتر ميکند. در چنين شرايطي، پدافند غيرعامل معنا و اهميت واقعي خود را نشان ميدهد. پدافند غيرعامل بهدنبال کاهش آسيبپذيري، افزايش تابآوري و حفظ تداوم حيات شهري در برابر تهديدهاست؛ تهديدهايي که ميتوانند از جنس حريق، سيلاب، لغزش زمين، يا حتي ضعف در ساختارهاي خدماتي و امدادي باشند. در کنار آن، مديريت بحران نيز بايد از حالت واکنشي و مقطعي خارج شود و به يک نظام پيشگيرانه، مجهز و هوشمند تبديل گردد؛ نظامي که پيش از وقوع حادثه، براي آن آماده باشد و پس از حادثه، بتواند با کمترين زمان و هزينه، کنترل اوضاع را در دست گيرد.
از اين منظر، اقداماتي چون ايجاد شهرداري بافت تاريخي، تقويت و تخصصيسازي سازمان مديريت بحران شهرداري، بهکارگيري نيروهاي توانمند و متخصص در حوزههاي عملياتي، عمراني، ژئومورفولوژي، آتشنشاني و فناوريهاي نوين، و نيز تجهيز آتشنشاني به امکانات و فناوريهاي پيشرفته اطفاي حريق، نه يک انتخاب اداري، بلکه ضرورتي فوري براي آينده گرگان است. شهري که بخواهد در برابر بحرانها مقاوم باشد، بايد از امروز براي آن برنامهريزي کند؛ نه آنگاه که حادثه رخ داده و خسارتها بر جاي مانده است.
گرگان اگر ميخواهد شهري ايمن، زيستپذير و پايدار باقي بماند، بايد ميان توسعه کالبدي، حفاظت از ميراث تاريخي، مديريت مخاطرات طبيعي و آمادگي براي بحران، تعادل علمي و عملي برقرار کند. آتشسوزي اخير، فرصتي است براي بازانديشي؛ فرصتي که نبايد از دست برود. پدافند غيرعامل و مديريت بحران در گرگان بايد از سطح شعار فراتر رود و به تصميم، بودجه، ساختار و اقدام تبديل شود. تنها در اين صورت است که ميتوان اميد داشت اين شهر تاريخي و ارزشمند، در برابر مخاطرات امروز و فردا مقاومتر و تابآورتر شود.