فوتبال گلستان ميان ظرفيتهاي خاموش و مديريتي که نيازمند تحول است ...
یادداشت |
علي کيان
فوتبال گلستان در حالي از استعدادهاي جوان، علاقهمندان پرشمار و سابقه قابلتوجه در فوتبال کشور برخوردار است که هنوز نتوانسته اين ظرفيتها را به يک جريان پايدار و اثرگذار در سطح حرفهاي تبديل کند! شرايطي که ضرورت بازنگري در شيوه مديريت، تقويت ارتباط با رسانهها، جذب سرمايهگذاري و افزايش مطالبهگري جامعه فوتبال را بيش از گذشته برجسته کرده است.فوتبال گلستان سالهاست در ميان دو واقعيت متناقض گرفتار شده است. از يک سو استعدادي که در شهرها و روستاهاي استان بهوفور يافت ميشود و از سوي ديگر، کمبود امکانات، ضعف زيرساختها، محدوديت منابع مالي و نبود يک نقشه راه روشن براي تبديل اين استعدادها به سرمايهاي ماندگار در فوتبال حرفهاي.مسئله امروز فوتبال استان صرفاً برگزاري مسابقات، اجراي برنامههاي اداري يا ارائه گزارش عملکرد نيست. پرسش اساسي اين است که مجموعه اين فعاليتها در نهايت چه اثري بر جايگاه فوتبال گلستان در کشور گذاشته است؟ چند استعداد به سطح حرفهاي رسيدهاند؟ چه تعداد تيم توانستهاند از حمايت پايدار برخوردار شوند؟ سهم بخش خصوصي از اقتصاد فوتبال استان چقدر است و چرا هنوز يک مدل جدي و مستمر براي سرمايهگذاري در اين حوزه شکل نگرفته است؟پاسخ به اين پرسشها نيازمند نگاه آماري، برنامهمحور و دور از تعارف است. توسعه فوتبال با اقدامات مقطعي و روزمرگي مديريتي اتفاق نميافتد. فوتبال امروز يک صنعت است و اداره آن، علاوه بر شناخت فني، به مديريت منابع، ارتباطات حرفهاي، بازاريابي، جذب سرمايه، رسانه و برنامهريزي بلندمدت نياز دارد. از همين منظر، نحوه تعامل مديران فوتبال با رسانهها نيز موضوعي فرعي و تشريفاتي نيست. رسانه ورزشي تنها منتشرکننده اخبار مسابقات يا گزارش مراسمها نيست، بخشي از بدنه نظارتي و مطالبهگر ورزش محسوب ميشود. بنابراين هر اقدامي که به محدود شدن ارتباط با خبرنگاران، کمرنگ شدن حضور رسانههاي تخصصي يا ناديده گرفتن نيروهاي باسابقه اين حوزه منجر شود، ميتواند فاصله ميان مديريت فوتبال و افکار عمومي را افزايش دهد.حتي اگر در يک نشست خبري يا برنامه مرتبط با فوتبال، بخشي از جامعه رسانهاي استان حضور نداشته باشد، مسئله را نبايد صرفاً به يک دعوت يا عدم دعوت تقليل داد. موضوع مهمتر، شکلگيري يک سازوکار حرفهاي براي ارتباط مستمر، شفاف و برابر با رسانههاست، سازوکاري که در آن نقد رسانهاي نه تهديد، بلکه فرصتي براي اصلاح تصميمها و شناخت ضعفها تلقي شود.از سوي ديگر، نميتوان تمام مشکلات فوتبال گلستان را به يک فرد يا يک دوره مديريتي نسبت داد. بخشي از مشکلات ريشه در سالها ضعف زيرساختي، کمبود منابع، نبود سرمايهگذاري پايدار و حتي ضعف مطالبهگري جامعه فوتبال دارد. فوتبال استان زماني ميتواند از اين چرخه خارج شود که همه ارکان آن، از هيأت فوتبال و باشگاهها گرفته تا مربيان، پيشکسوتان، رسانهها، هواداران و بخش خصوصي، سهم و مسئوليت خود را در اين فرآيند بپذيرند. در اين ميان، انتخابات هيأتهاي ورزشي نيز اهميت ويژهاي پيدا ميکند. اگر جامعه فوتبال در زمان انتخاب مديران، صرفاً نظارهگر باشد و پس از شکلگيري مشکلات به انتقاد بپردازد، نميتوان انتظار داشت که همه مسئوليتها متوجه مديريت منتخب باشد. مطالبهگري واقعي بايد پيش از انتخابات آغاز شود، زمانيکه برنامهها، توانايي مديريتي، تجربه، چشمانداز و ميزان شناخت نامزدها از مشکلات واقعي فوتبال مورد ارزيابي قرار ميگيرد.فوتبال گلستان بيش از هر چيز به يک نقشه راه روشن و قابل ارزيابي نياز دارد؛ برنامهاي که در آن توسعه فوتبال پايه، استعداديابي، تقويت باشگاهها، بهبود زيرساختها، تربيت مربي، توسعه داوري، جذب حاميان مالي و ايجاد ارتباط حرفهاي با رسانهها داراي اهداف مشخص و شاخصهاي قابل اندازهگيري باشد. در چنين شرايطي، مديريت هيأت فوتبال استان نيز ميتواند با ارائه عملکرد شفاف، انتشار گزارشهاي منظم و پاسخگويي به نقدهاي کارشناسي، اعتماد بيشتري در ميان جامعه فوتبال ايجاد کند. انتظار از مديران، صرفاً دفاع از عملکرد موجود نيست، بلکه ارائه برنامهاي براي عبور از وضعيت موجود است. فوتبال گلستان هنوز فرصت بازسازي و بازگشت به مسير رشد را دارد. استعدادهاي اين استان از بين نرفتهاند! آنچه نيازمند تغيير است، سازوکاري است که بتواند اين استعدادها را شناسايي، پرورش و به فوتبال حرفهاي کشور معرفي کند. اکنون زمان آن رسيده است که بحث فوتبال استان از سطح مراسمها، شعارها و گزارشهاي اداري فراتر برود و به سمت نتيجهمحوري، شفافيت، پاسخگويي و برنامهريزي حرفهاي حرکت کند. جامعه فوتبال نيز بايد از حالت انفعال خارج شود. نقد منصفانه، مطالبه برنامه، پرسش از عملکرد مديران و مشارکت مسئولانه در فرآيندهاي انتخاباتي، حق و وظيفه اين جامعه است. اگر قرار است فوتبال گلستان در سالهاي آينده جايگاه شايستهتري در فوتبال کشور داشته باشد، بايد از همين امروز درباره آينده آن تصميم گرفت! چرا که فاصله ميان استعداد داشتن و فوتبال قدرتمند ساختن دقيقاً همان جايي است که مديريت، سرمايهگذاري و برنامهريزي خود را نشان ميدهد.
فعال رسانهاي