مديريت پيش از بحران
یاددداشت اول |
■ فاطمه سراوانی
خبر احتمال قطعي گاز در استانهاي شمالي، اگر همانطور که معاون عمراني استانداري گلستان گفته، قرار باشد به قطعيهايي در بازه 60 تا 90 روز برسد، مستقيما با زندگي مردم سروکار دارد و مي تواند جريان زندگي را با اختلال جدي روبرو کند. همه ميدانند در ماههاي سرد مصرف گاز بالا ميرود. همه ميدانند چند روز سرماي شديد ميتواند فشار زيادي به شبکه وارد کند. پس مسئله اصلي ديگر پيشبيني سرما نيست؛ مسئله اين است که با وجود قابل پيشبيني بودن اين شرايط، چرا هنوز بايد مردم نگران باشند که چند هفته يا تا يکي دو ماه ديگر گاز خانهشان قطع ميشود؟
اينجا ديگر نميتوان همه بار ماجرا را روي دوش مردم گذاشت و با چند توصيه درباره کم کردن مصرف، خيال خودمان را راحت کنيم. خانوادهها ميتوانند شعله بخاري را پايين بياورند، در و پنجره را عايق کنند، آب گرم کمتري مصرف کنند و وسايل گرمايشي خانه را سرويس کنند. اين کارها هم لازم است و هم در روزهاي سرد به شبکه کمک ميکند. اما هيچکدام جاي برنامهريزي دستگاههاي مسئول را نميگيرد. اگر احتمال قطعي طولاني وجود دارد، بايد از همين حالا تکليف بيمارستانها، درمانگاهها، نانواييها، مدارس، مراکز امدادي، تاسيسات آب و فاضلاب و واحدهاي توليدي روشن باشد. سوخت جايگزين اين مراکز بايد پيش از رسيدن سرما تامين شده باشد، نه وقتي که گاز قطع شده و مسئولان تازه به فکر پيدا کردن راه چاره بيفتند. مردم هم نبايد منتظر اولين شب سرد بمانند. هر خانه بايد وسايل گرمايشي خود را پيش از زمستان بررسي کند و خانوادههايي که سالمند يا کودک دارند، براي چند روز اختلال احتمالي از قبل فکري داشته باشند.
از طرف ديگر، مردم حق دارند بدانند اين قطعي احتمالي دقيقا چگونه مديريت خواهد شد. کدام شهرها در اولويت قرار دارند؟ چه مراکزي نبايد حتي يک ساعت بدون گاز بمانند؟ براي نانواييها چه تدبيري انديشيده شده؟
ذخيره سوخت جايگزين چقدر است؟ اگر قطعي از چند روز فراتر رفت، برنامه مرحله بعد چيست؟
اين پرسشها حداقل انتظار شهروندي است.
برف و باران و سرما قابل پيشبيني است. چيزي که نبايد قابل پيشبيني باشد، سردرگمي مسئولان در روز بحران است.
اگر هشدار 60 تا 90 روزه جدي است، هنوز براي پيشگيري از بحران وقت داريم. ميشود شبکه را آزمايش کرد، ذخاير را تکميل کرد، مراکز حياتي را مجهز کرد و برنامه قطعي را شفاف به مردم گفت. اما اگر قرار باشد همهچيز به روزهاي يخبندان موکول شود، آن وقت يعني مديران نتوانسته اند علاج واقعه قبل از وقوع کنند اگرچه از واقعه مطلع بودند. مردم سهم خود را در مصرف درست انرژي انجام ميدهند؛ حالا نوبت مسئولان است که سهم خود را در مديريت بحران نشان دهند. در زمستان، هيچ خانه اي با وعده گرم نميشود. خانه، گاز ميخواهد؛ و مديريت، پيش از بحران بايد راهش را پيدا کرده باشد.