حکايت گاز و استان هاي شمالي


تیتر اول |

حسين شهري- با نزديک‌شدن به فصل سرد، نگراني درباره پايداري تأمين گاز در استان‌هاي شمالي کشور، به‌ويژه گلستان، گيلان و مازندران، بار ديگر به موضوعي جدي در افکار عمومي تبديل شده است. انتشار اظهاراتي درباره احتمال محدوديت‌هاي طولاني‌مدت گاز، اگرچه هنوز به‌عنوان برنامه رسمي و قطعي براي قطع گاز خانگي اعلام نشده، اما يک واقعيت مهم را يادآوري مي‌کند: شبکه گاز کشور در فصل زمستان، به‌دليل رشد شديد مصرف و ناترازي ميان توليد، انتقال، ذخيره‌سازي و مصرف، با فشار قابل‌توجهي مواجه است. براي فهم ابعاد اين مسئله، کافي است به آمارهاي رسمي مصرف گاز توجه کنيم. بر اساس گزارش‌هاي منتشرشده در خبرگزاري وزارت نفت، SHANA، مصرف گاز در بخش خانگي، تجاري و صنايع کوچک در آذر 1403 به‌طور متوسط حدود 561 ميليون مترمکعب در روز بوده است. اين رقم در دي‌ماه همان سال به حدود 614 ميليون مترمکعب در روز و در بهمن‌ماه به حدود 636 ميليون مترمکعب در روز رسيده است. در روزهاي اوج سرما نيز مصرف اين بخش تا حدود 703 ميليون مترمکعب در يک روزافزايش يافته است. به بيان ديگر، بخش بزرگي از گاز توليدي کشور در روزهاي سرد سال صرف گرمايش خانه‌ها، واحدهاي تجاري و صنايع کوچک مي‌شود؛ موضوعي که انعطاف شبکه را براي تأمين پايدار ساير بخش‌ها به‌شدت کاهش مي‌دهد. در زمستان 1404 نيز اين الگو تکرار شد. طبق آمار رسمي، مصرف بخش خانگي، تجاري و صنايع کوچک در دي‌ماه از 19 ميليارد مترمکعب عبور کرد و ميانگين مصرف روزانه به بيش از 640 ميليون مترمکعب رسيد. اين سطح از مصرف نشان مي‌دهد که مسئله ناترازي گاز، يک هشدار مقطعي يا صرفاً يک بحث رسانه‌اي نيست؛ بلکه چالشي ساختاري است که هر سال با شروع موج سرما، خود را آشکارتر نشان مي‌دهد. استان‌هاي شمالي در اين ميان شرايط خاص‌تري دارند.

سرماي زمستاني، رطوبت بالا، پراکندگي روستاها، افزايش نياز به گرمايش و حساسيت شبکه انتقال در مناطق دورتر از کانون‌هاي اصلي توليد، باعث مي‌شود هرگونه افت فشار يا محدوديت در شبکه، آثار جدي‌تري در اين مناطق داشته باشد. البته بايد ميان «احتمال اعمال محدوديت براي صنايع و مصرف‌کنندگان عمده» و «قطع فراگير گاز خانگي» تفاوت گذاشت. هنوز هيچ اطلاعيه رسمي و روشني مبني بر برنامه قطعي قطع گسترده گاز خانگي در استان‌هاي شمالي منتشر نشده است؛ اما ناديده‌گرفتن هشدارها نيز مي‌تواند هزينه‌زا باشد. راه‌حل اين وضعيت فقط در توصيه به مردم براي کاهش مصرف خلاصه نمي‌شود. مديريت مصرف ضروري است، اما به‌تنهايي براي حل ناترازي کافي نيست. کشور نيازمند تقويت هم‌زمان سمت عرضه، توسعه ذخيره‌سازي گاز، بهبود بهره‌وري، تأمين سوخت جايگزين نيروگاه‌ها و استفاده از ظرفيت همکاري‌هاي منطقه‌اي است. در اين چارچوب، تسريع در حمايت از بخش خصوصي براي واردات گاز از ترکمنستان، بايد به‌عنوان يکي از گزينه‌هاي جدي و عملياتي در دستور کار قرار گيرد. ترکمنستان، به‌عنوان همسايه شمالي ايران و يکي از دارندگان ذخاير بزرگ گاز جهان، مي‌تواند در دوره‌هاي اوج مصرف زمستاني به يکي از منابع مکمل تأمين گاز کشور تبديل شود. نزديکي جغرافيايي، وجود تجربه‌هاي پيشين همکاري گازي و امکان استفاده از سازوکارهايي مانند قراردادهاي فصلي، تهاتر کالا و خدمات، سوآپ گاز و مشارکت شرکت‌هاي خصوصي، ظرفيت مهمي را پيش روي سياست‌گذاران قرار مي‌دهد.

براي فعال‌شدن اين ظرفيت، دولت بايد نقش تسهيل‌گر ايفا کند: ايجاد تضمين‌هاي حقوقي و قراردادي براي سرمايه‌گذاران بخش خصوصي، کاهش موانع اداري و ارزي، تعريف سازوکار شفاف قيمت‌گذاري، تسريع در توسعه و نگهداري زيرساخت‌هاي انتقال و تعيين تکليف روابط تجاري پايدار با طرف ترکمنستاني. واردات فصلي گاز، به‌ويژه در ماه‌هاي اوج سرما، مي‌تواند فشار بر شبکه داخلي را کاهش دهد و احتمال افت فشار يا محدوديت در استان‌هاي شمالي را کمتر کند. در کنار اين اقدام، لازم است برنامه‌هاي ذخيره‌سازي گاز در ماه‌هاي گرم سال، بهينه‌سازي موتورخانه‌ها، عايق‌کاري ساختمان‌ها، جايگزيني تجهيزات گرمايشي فرسوده و اصلاح تعرفه مشترکان پرمصرف نيز جدي‌تر دنبال شود. وقتي مصرف روزانه بخش خانگي و تجاري در روزهاي سرد به بيش از 700 ميليون مترمکعب مي‌رسد، حتي صرفه‌جويي چند درصدي در سطح ملي مي‌تواند معادل ده‌ها ميليون مترمکعب گاز در روز باشد؛ رقمي که در زمان اوج مصرف، براي حفظ پايداري شبکه اهميت حياتي دارد.در نهايت، آنچه امروز نياز داريم، نه انکار ناترازي و نه ايجاد هراس عمومي است. مردم بايد از واقعيت‌هاي شبکه گاز، برنامه‌هاي دولت براي عبور از زمستان و اقدامات پيشگيرانه آگاه شوند. شفافيت در اطلاع‌رساني، حمايت عملي از واردات گاز از ترکمنستان با مشارکت بخش خصوصي، تقويت زيرساخت‌هاي انتقال و ذخيره‌سازي و مديريت هوشمند مصرف، مي‌تواند فاصله ميان «شايعه قطعي گاز» و «واقعيت پايداري شبکه» را کاهش دهد. زمستان، زمان آزمون سياست‌گذاري انرژي است و هر تصميمي که امروز به تأخير بيفتد، ممکن است در روزهاي سرد، به هزينه‌اي سنگين براي خانوارها، توليدکنندگان و اقتصاد کشور تبديل شود.

 

کارشناس و فعال اقتصادي