عمل به آموخته ها


یاددداشت اول |

■ با مسوولیت سردبیر

 

فقدان مطالعه و نزديکي با آثار بزرگان و متفکران يکي از بزرگترين مشکلات روزگار ما در ايران اکنون است. شوربختانه بسياري از خواص و نخبگان نيز دستي در مطالعه ندارند و بيشتر سر در گوشي و اخبارند و باز تلختر آنکه در ميان سخنان مسوولان و کساني که تصميماتشان بر زندگي شهروندان تاثير مي گذارد نيز اشکالات بسياري چه در مفهوم و چه در صورت کلام جاري است و به نظر مي آيد پاياني نيز بر چنين نقصاني نيست. اين در حالي است که مي دانيم ملتي که از گذشته خود اطلاعي نداشته باشد ملت تهيدستي است، خانواده اي  که در اين شبهاي بلند و طولاني شاهنامه حکيم فردوسي را تورق نکند و رستم و سهراب و رستم و اسفنديار را فراموش کند و يا گلستان بسيار دلنشين سعدي را نخواند و يا يلدا را با جناب حافظ سپري نکند بي گمان کار سختي براي حفظ هويت خود در امروز و آينده دارد.  ما مي دانيم آثار بزرگان فرهنگي ايران زمين  مملو از آموزه هايي است که به کار زندگي اين روزگار مي آيد. براي نمونه تنها يک حکايت از جناب سعدي در گلستان براي ما کافي است که همواره جانب انصاف را رعايت کنيم و مدام بر طبل خشونت نکوبيم و بياموزيم که هنگامي که انتقام از حد گذرد آنگاه ظلم از طرف ما خواهد بود و دعوي از طرف خصم آنجا که به شيوايي فرمود:

يکي از پسران هارون الرشيد پيش پدر آمد خشم آلود که فلان سرهنگ زاده مرا دشنام مادر داد. هارون ارکان دولت را گفت جزاي چنين کس چه باشد؟ يکي اشاره به کشتن کرد و ديگري به زبان بريدن و ديگري به مصادره و نفي.هارون گفت: اي پسر کرم آن است که عفو کني و اگر نتواني تو نيزش دشنام مادر ده نه چندان که انتقام از حد در گذرد آنگاه ظلم از طرف ما باشد و دعوي از قِبل خصم.  باري اين آموزه ها، آموزه هايي است که بايد شنيد و عمل کرد و حکمراني را به انصاف، مساوات و عدالت سامان داد.