پرچمدار ايران زمين


تیتر اول |

 

علي مکتبي- در ميان همه رشته هايي که از گلستان در ناگويا حضور دارند، اميد اول کسب مدال طلا براي رشته کبدي است که ورزشکاران استان در آن سابقه اي طولاني دارد که اين سابقه افتخارآميز با سپردن مسووليت سنگين پرچمداري کاروان ايران به فاضل اتراچالي، کاپيتان گلستاني تيم ملي کبدي، ماندگارتر و شيرين تر مي‌شود. البته ورزش گلستان با پرچمداري با بازي‌هاي آسيايي بيگانه نيست و رکورد اهتزار پرچم ايران در المپيک قاره کهن در اختيار قهرمان مهربان و فقيد کشتي ايران و گلستان، رضا سوخته‌سرايي است. سوخته سرايي در سه دوره آخر بازي هاي آسيايي که طلا گرفت، مسووليت پرچمداري کاروان ايران را نيز برعهده داشت و اين افتخار براي هيچ ورزشکار ديگري در بازي هاي آسيايي تکرار نشد. پس از سوخته سرايي، محمود نامجو با دو بار پرچمداري در رده دوم دارندگان اين افتخار قرار دارد. منصور مهدي‌زاده، عبدالله موحد، مسلم اسکندر فيلابي، اميررضا خادم، آرش ميراسماعيلي، علي دايي، حسين رضازاده، صمد نيکخواه بهرامي، بهداد سليمي و الهه احمدي، و در دوره گذشته جواد فروغي و ناهيد کياني (مشترک) هر کدام يکبار پرچم کاروان ورزش ايران را در ادوار گوناگون بازي هاي آسيايي حمل کردند. بزرگي نام و مدال هاي کسب شده هر کدام از اين پرچمداران نشان دهنده اهميت مسووليت سه بار پرچمداري سوخته سرايي و نقش آفريني موثر او در آن روزهاي ورزش ايران است.  به گزارش ايرنا، پرچمداري کاروان ايران در ناگويا هم به طور مشترک به فاضل اتراچالي و زهرا کياني از رشته ووشو واگذار شد که با توجه به مدال‌آوري هميشگي کبدي ايران در آسيا، بالارفتن دوباره پرچمدار گلستان از سکوي قهرماني بازي‌هاي آسيايي دور از انتظار نيست. در کنار اين پرچمداري، ورزش گلستان 32 ورزشکار، داور و مربي ديگر هم در بازي‌هاي آسيايي ناگويا دارد که تعداد ورزشکاران استان در مقايسه با دوره گذشته و بازي‌هاي آسيايي هانگژو، شاهد رشد 14 درصدي است. فاضل اتراچالي، اميرحسين تقي پور، عليرضا ميرزائيان، اميرحسين بسطامي، جواد موسوي‌نسب (مربي)، فرشته کلاگر، زهرا رحيمي‌نژاد (سرپرست) غلامرضا مازندراني (مشاور فني) و قاسم مؤمني (داور) در رشته کبدي، هومر عباسي و محمدرضا کياني‌پور (مربي) در رشته شنا، ايلشن داودي پور و حسين حاجي کلاته در واليبال، دانيال ايري، پوريا شهرآبادي و ياسين جرجاني در فوتبال، مبين شيخي و خشايار علي‌اکبري در بسکتبال، حسن عجمي در دووميداني، رحمان رئوفي کادر فني واليبال ساحلي، مهدي الفتي ژيمناستيک، نرگس سلطاني اسکواش و علي فولادي‌راد مسئول اجرايي سپک تاکرا، ديگر نمايندگان گلستان در بازي‌هاي آسيايي ناگويا هستند. گلستان در دوره گذشته بازي‌هاي آسيايي 29 نماينده متشکل از 22 ورزشکار، 2 مربي، 4 داور و يک سرپست داشت که نتيجه تلاش ورزشکاران استان کسب 2 مدال طلا ( پرهام مقصودلو در شطرنج و مرحوم صابر کاظمي در واليبال)، 2 نقره ( مهدي الفتي و کبدي) و 2 برنز ( کبدي زنان و عادل مجللي در قايقراني ) بود.لازم به ذکر است  بيستمين دوره بازي هاي آسيايي  ناگويا در 19 سپتامبرتا 4 اکتبر(28 شهريور  تا 12 مهر1405 ) در کشور ژاپن برگزار مي شود و مراسم آغازين آن هم در 28 شهريور با پرچمداري فاضل اتراچالي  و زهرا کياني برگزار خواهد شد.

 

 فاضل اتراچالي کيست

فاضل اتراچالي، متولد 1371 در روستاي محمدآباد گرگان  است.  او کارشناسي ارشد تربيت بدني خوانده است  و نزديک به دو دهه عضو تيم ملي ايران، متاهل و صاحب دو فرزند است. فاضل  اتراچالي در گفت و گو با گلشن مهر مي گويد: از سن 11 سالگي کبدي را شروع کردم و اولين مسابقه ام سال 83 بود و پس از آن به دليل اينکه از همسن و سالانم درشت تر بودم خيلي زود وارد تيم بزرگسالان شدم و از  سن 18 سالگي در تيم ملي بزرگسالان بازي کردم.  وي ادامه مي دهد: در سال 87 براي اولين بار به اردوي تيم ملي جوانان رفتيم و دو سال بعد يعني سال 2010 در سن 18 سالگي به تيم ملي بزرگسالان دعوت شدم، باورش براي همه سخت بود اما چون خوب تمرين کرده بودم، انتخاب شدم و در بازي آسيايي که بعد از المپيک مهمترين مسابقه اي است که برگزار مي شود در کشور چين شرکت کردم، آن سال تيم ملي ايران براي اولين بار، دوم شد.کاپيتان تيم ملي کبدي مي گويد: يکسال پس از آن يعني در سال 2011در مسابقات ساحلي پاکستان که به صورت جام باشگاه هاي ساحلي برگزار مي شد، اول شديم و در سال 2013 در مسابقات کره جنوبي دوم شديم. بازي هاي آسيايي هر چهار سال يکبار برگزار مي شوند، و براي دومين بار در سال 2014 در کره جنوبي شرکت کرديم و دوم شديم، دو سال پس از آن در مسابقات جام جهاني کشور هندوستان شرکت کرديم اما آنجا طبق معمول هميشه به هند باختيم و دوم شديم. در سال 2017 مسابقات آسيايي در شهر خودمان گرگان  برگزار شد و آن سال ما به دليل مسائل و مشکلاتي که در تيم وجود داشت، باختيم و سوم شديم و به بازي با هند هم در فينال  نرسيديم. پس از اينها در سومين دوره بازي هاي آسيايي که در سال 2018 در اندونزي برگزار شد، با هدف جبران شکست قبلي رفتيم و در نهايت موفق شديم براي اولين بار تاريخ را عوض کنيم و هند را شکست دهيم و اول شويم و اين مسابقه اخرين مسابقه اي بود که برگزار شد و پس از آن هم به دليل کرونا مسابقه اي برگزار نشد و قرار است سال آينده برگزار شود. فاضل اتراچالي در پاسخ به اين پرسش که از ابتدا تاکنون چه کساني مشوقت بوده اند؟ مي گويد: مشوق اصليم مادرم بود و روابطم با مادرم بسيار صميمي بوده و هست  مادرم از علاقه شديدم به کبدي خبر داشت بنابراين بسيار تشويقم مي کرد که به تمرين بروم. همزمان با کبدي در فوتبال هم به عنوان دروازه‌بان کار مي کردم و يکبار در گرگان تست دادم و براي تيم استان گلستان انتخاب شدم، در آن تست همه دروازه بان ها گل خوردند اما من گل نخوردم.بعد از آن؛ همه اطرافيانم به من گفتند ادامه فعاليتم در کبدي اشتباه است و بهتر است به سراغ فوتبال بروم و مدام آينده ي رنگين با فوتبال برايم ترسيم مي کردند. اما علاوه بر علاقه شديد من به کبدي، جو صميمي که هنگام بازي و تمرين ها بود باعث شد با وجود همه حرف ها فوتبال را رها و کبدي را ادامه بدهم. فاضل ادامه مي دهد: شروع کبدي براي من خودجوش بود و اولين بار که براي تمرين رفتم، مربي گفت: وزنت زياد است و براي کبدي مناسب نيستي و همان ابتدا مرا نااميد کرد و ورزش هايي مثل پرتاب وزنه، پرتاب ديسک و .. را به من پيشنهاد دادند اما من به آن ها علاقه اي نداشتم و در آن زمان آينده ورزشي و شغلي برايم اهميت نداشت و تنها مي خواستم اوقات خوشي در ورزش داشته باشم و در تمام اين مدت از مربي انکار و از من اصرار بود و با سماجت مي خواستم در اين ورزش بمانم و ماندم. فاضل اتراچالي که اينک پرچمدار کشورمان است در پاسخ به اين پرسش که مربيانت چه کساني بودند مي گويد: در مقطع نوجواني و جواني در محمداباد با حاج علي مازندراني تمرين مي کردم   اما هنگامي که وارد تيم بزرگسالان شدم هر بخش يک نفر مربي بود. فاضل خاطره جالبي هم از دوران 18 سالگي براي ما گفت: در روزهايي که آرزوي رفتن به تيم ملي را داشتيم هرکس هدف خاصي داشت اما هدف من فقط خوشحالي مادرم بود و در 18 سالگي که به تيم ملي رفتم، دوست داشتم تلويزيون مرا نشان دهد و مادرم مرا ببيند و خوشحال شود. در بازي با پاکستان، براي اولين بار ايران بازي را برد و دليل اين برد هم من بودم، آن زمان نرم افزار و گوشي نبود که بتوان به راحتي با خانواده ارتباط گرفت و همه ي تيم يک گوشي داشتيم که بايد به نوبت زنگ مي زديم و آن هم در حدي که خانواده شماره تماس ما را داشته باشند و به ما زنگ بزنند. من کوچکترين فرد تيم بودم و نفر آخري که بايد زنگ مي زدم، در مدتي که منتظر تلفن بودم حرف هاي بقيه اعضاي تيم را با خانواده هايشان مي شنيدم و همه به اتفاق مي گفتند بعد از ديدن برد ما گريه کردند، سرانجام وقتي نوبت من شد و تماس گرفتم، اولين حرفي که با مادرم زدم اين بود که "مامان گريه هم کردي؟" و آن ها هم بازي را ديده بودند و از خوشحالي گريه کرده بودند. با شنيدن گريه خوشحالي مادرم خداروشکر کردم و گفتم من به هدفم در ورزش رسيدم.

 براي کاروان ورزشي کشورمان در بازي هاي آسيايي آرزوي موفقيت مي کنيم.