گلستان و چرخه تصميم‌هاي کوتاه‌مدت


یاددداشت اول |

 

■ با مسوولیت سردبیر

 

يکي از پرسش‌هاي جدي درباره توسعه گلستان اين است که چرا با وجود تغيير دولت‌ها، استانداران و مديران، بسياري از مسائل اساسي استان همچنان در همان نقطه‌اي ايستاده‌اند که سال‌ها پيش بودند؟ آيا مشکل فقط کمبود اعتبار است يا بخشي از مسئله به تصميم‌هايي باز مي‌گردد که کوتاه‌مدت گرفته مي‌شوند و فرصت پيدا نمي‌کنند به يک مسير پايدار توسعه تبديل شوند؟

توسعه يک استان با تصميم‌هاي مقطعي و پروژه‌هاي پراکنده اتفاق نمي‌افتد. گلستان براي پيشرفت يک نقشه راه روشن مي خواهد،  نقشه‌اي که با تغيير مديران، اصل آن تغيير نکند و هر مدير جديد به جاي آغاز دوباره، ادامه‌دهنده مسيري باشد که پيش‌تر بر اساس مطالعات کارشناسي و اولويت‌هاي واقعي استان تعيين شده است. امروز در بسياري از حوزه‌ها، از کشاورزي و آب گرفته تا راه، صنعت، گردشگري، محيط زيست و اشتغال، با مسائل انباشته‌اي روبه‌رو هستيم. بخشي از اين مشکلات البته به محدوديت منابع و شرايط اقتصادي کشور مربوط است؛ اما همه چيز را نمي‌توان به کمبود اعتبار نسبت داد. گاهي مسئله، نبود اولويت‌بندي، تغيير مکرر تصميم‌ها، موازي‌کاري دستگاه‌ها و نداشتن ارزيابي دقيق از نتيجه سياست‌هاست. مديران بايد نسبت به تداوم و اثربخشي سياست‌هاي توسعه‌اي استان پاسخ‌گو باشند، نه صرفا نسبت به تعداد تصميم‌ها و پروژه‌هايي که در دوره مسئوليت خود آغاز مي‌کنند. معيار مديريت توسعه‌گرا، تعريف طرح‌هاي جديد به‌تنهايي نيست؛ بلکه تعيين چند اولويت واقعي، تامين الزامات اجرايي آنها، ايجاد هماهنگي ميان دستگاه‌ها، تعيين زمان‌بندي مشخص و سنجش مستمر ميزان پيشرفت است. هر تصميمي که بدون ارزيابي طرح‌هاي نيمه‌تمام، بدون تعيين نسبت آن با اولويت‌هاي اصلي استان و بدون برآورد دقيق منابع اتخاذ شود، مي‌تواند به انباشت پروژه‌هاي جديد و فرسايش منابع محدود استان منجر شود.

مسئوليت مديريت استان ايجاب مي‌کند که تصميم‌هاي امروز، با توجه به آثار اقتصادي، اجتماعي و محيط‌زيستي چند سال آينده اتخاذ شوند، نه صرفا بر مبناي دستاوردهاي کوتاه‌مدت و قابل ارائه در يک دوره مديريتي. گلستان وعده‌هاي تازه نمي خواهد، طرح‌هاي اولويت‌دار را تکميل کنيد و بيش از تغيير مداوم مسيرها، به ثبات در سياست‌گذاري بينديشيد. اگر هر مدير با ورود خود بخواهد همه چيز را از نو تعريف کند، توسعه استان دائما در نقطه شروع باقي مي‌ماند. اما اگر هر مدير، کارنامه خود را بر پايه تکميل مسيرهاي کارشناسي‌شده و قابل سنجش بنا کند، تغيير مدير مي‌تواند به معناي تغيير فرد باشد، نه تغيير مسير توسعه. گلستان براي عبور از مسائل مزمن خود، بيش از هر چيز بايد به دنبال حافظه ي مديريتي، ثبات در تصميم‌گيري و شجاعت در انتخاب اولويت‌ها باشد. توسعه زماني آغاز مي‌شود که هر مدير بداند قرار نيست تاريخ استان را از صفحه اول بنويسد؛ بايد صفحه‌اي را که تحويل گرفته، دقيق‌تر، کامل‌تر و ماندگارتر به مدير بعدي بسپارد. آينده گلستان نبايد با آمدن و رفتن مديران دوباره تعريف شود؛ بايد با هر تغيير مديريتي، يک گام ديگر به سمت ساختن آنچه از پيش برايش برنامه‌ريزي شده، برداشته شود.