جاي خالي گلستان


تیتر اول |

فاطمه سراواني- فهرست رتبه‌هاي برتر کنکور 1405 يک بار ديگر نام گلستان را از خود کنار گذاشت؛ اين اتفاق نشانه‌اي قابل تامل از وضعيت آموزش و پرورش استعدادها در گلستان است. در فهرست منتشر شده، مازندران چهار رتبه از ميان برترين‌هاي کشور را در اختيار دارد؛ هر چهار رتبه در گروه علوم رياضي و فني و سه رتبه متعلق به آمل و يک رتبه متعلق به بابل است. اين نزديکي جغرافيايي، مقايسه را اجتناب‌ناپذير مي‌کند، سوال اين است که چرا ظرفيت‌هاي آموزشي در دو استان هم‌جوار، خروجي‌هاي متفاوتي در سطح ملي توليد مي‌کنند؟

آيا مسير آموزش و پرورش دانش‌آموزان در گلستان درست است؟ مسيري که سال‌ها پيش از نشستن داوطلب پشت ميز کنکور شکل مي‌گيرد. نگاهي به جغرافياي رتبه‌هاي برتر سال 1405 تصوير معناداري ارائه مي‌دهد. تهران به تنهايي 21 رتبه از 40 رتبه برتر پنج گروه آزمايشي را در اختيار دارد؛ در گروه هنر هر پنج رتبه نخست به داوطلبان تهراني رسيده و در علوم انساني و زبان‌هاي خارجي نيز وزن پايتخت چشمگير است. در گروه رياضي، اما پراکندگي بيشتر است و شهرهايي مانند آمل، بابل و قم توانسته‌اند در بالاترين سطح رقابت ملي ظاهر شوند. اين تفاوت نشان مي‌دهد که توليد رتبه برتر بيش از آنکه محصول يک موفقيت مقطعي باشد، حاصل شکل‌گيري اکوسيستم آموزشي در يک شهر و منطقه است. در چنين اکوسيستمي، کيفيت و ثبات کادر آموزشي، امکان دسترسي دانش‌آموز به معلمان اثرگذار، فضاي رقابتي مدرسه، فرهنگ مطالعه، سطح انتظارات خانواده‌ها، شبکه مشاوره و حتي حضور الگوهاي موفق در ميان دانش‌آموزان، به تدريج بر مسير تحصيلي اثر مي‌گذارند. سوال اين است که چه تعداد از دانش‌آموزان مستعد استان در سال‌هاي پايه شناسايي مي‌شوند و براي رسيدن به بالاترين سطوح علمي، يک مسير منسجم و پيوسته را طي مي‌کنند؟

استاني که در شهرها و شهرستان‌هاي مختلف خود استعدادهاي فراوان دارد، هنگامي مي‌تواند در رقابت ملي سهم بيشتري داشته باشد که استعدادها در همان استان امکان رشد پيدا کنند.

اگر دانش‌آموز مستعد براي دستيابي به آموزش باکيفيت‌تر، کلاس‌هاي تخصصي‌تر، مشاوران شناخته‌شده‌تر يا محيط رقابتي قوي‌تر ناگزير به تغيير مدرسه يا حتي مهاجرت آموزشي شود، بخشي از ظرفيت علمي استان پيش از آنکه در کارنامه گلستان ثبت شود، از استان خارج شده است. از همين منظر، مسئله مهاجرت آموزشي دانش‌آموزان نخبه نيز شايسته بررسي جدي است. آمار رتبه‌هاي برتر فقط محل تولد يا سکونت داوطلب را نشان نمي‌دهد؛ پشت اين آمار بايد ديد دانش‌آموز چند سال در چه مدرسه‌اي تحصيل کرده، از چه معلماني بهره برده و در چه محيط آموزشي رشد کرده است. بدون چنين داده‌اي، نسبت دادن موفقيت يا ناکامي به جغرافياي يک استان، تحليلي ناقص خواهد بود.

از سوي ديگر، توزيع فرصت‌هاي آموزشي در داخل گلستان نيز اهميت دارد. تفاوت ميان مدارس برخوردار و کم‌برخوردار، تمرکز امکانات در مراکز شهري و فاصله آموزشي ميان مناطق مختلف، مي‌تواند موجب شود بخشي از استعدادهاي واقعي هرگز وارد رقابت جدي براي رتبه‌هاي ممتاز نشوند. اينجا همان نقطه‌اي است که سياست‌گذاري آموزشي بايد از گزارش‌هاي کلي عبور کند و به داده‌هاي دقيق برسد. به عنوان مثال ميانگين نمرات نهايي شهرستان‌ها، عملکرد مدارس، ماندگاري معلمان توانمند، نتايج آزمون‌هاي استاندارد و مسير تحصيلي دانش‌آموزان ممتاز از جمله مسايل مورد بررسي است. نکته مهم ديگر، تغيير ماهيت رقابت کنکور است. امروز فاصله ميان يک داوطلب خوب و يک رتبه ممتاز، الزاما در ميزان مطالعه خلاصه نمي‌شود. کيفيت آموزش دروس تخصصي، مهارت آزمون‌دادن، تحليل عملکرد، برنامه‌ريزي بلندمدت و دسترسي به منابع آموزشي، در تعيين جايگاه نهايي اثرگذارند. هرچه سهم اين عوامل در موفقيت بيشتر شود، تفاوت ميان مناطق برخوردار و کم‌برخوردار نيز مي‌تواند پررنگ‌تر شود. بنابراين، نبود گلستان در ميان رتبه‌هاي تک‌رقمي 1405 بايد براي مديران آموزشي استان يک داده قابل تحليل باشد، نه خبري که پس از اعلام نتايج منتشر شود و چند روز بعد به فراموشي سپرده شود. حتي مهم‌تر از خود رتبه‌هاي برتر، بايد درباره فاصله گلستان با استان‌هايي پرسيد که توانسته‌اند توليد رتبه ممتاز را به يک روند قابل تکرار تبديل کنند. چرا آمل در سال‌هاي اخير توانسته در رقابت علمي کشور ديده شود؟ چه ويژگي‌هايي در مدارس و شبکه آموزشي آن شکل گرفته است؟ چه رابطه‌اي ميان مدرسه، خانواده، معلم و مشاوره تحصيلي برقرار است؟ چه ميزان از دانش‌آموزان مستعد در همان منطقه باقي مي‌مانند و رشد مي‌کنند؟

پاسخ اين پرسش‌ها مي‌تواند براي گلستان از خود رتبه‌هاي کنکور مهم‌تر باشد.

گلستان براي تغيير اين تصوير، بايد يک نقشه روشن از وضعيت استعدادهاي آموزشي خود نياز داشته باشد؛ نقشه‌اي که نشان دهد استعدادها کجا هستند، در چه پايه‌اي شناسايي مي‌شوند، در چه مرحله‌اي از مسير تحصيلي ريزش مي‌کنند و چه عواملي موجب مي‌شود بخشي از آنان به سطح رقابت ملي نرسند. چهار رتبه مازندران در کنار 21 رتبه تهران، همچنين حضور همدان، آذربايجان شرقي، يزد، کرمان، قزوين، کرمانشاه، فارس، خراسان شمالي و اصفهان در فهرست برترين‌ها، يک پيام روشن دارد، جغرافياي موفقيت آموزشي در ايران متنوع است و رسيدن به قله کنکور براي استان‌هاي خارج از پايتخت کاملا امکان‌پذير است. مسئله اصلي اين است که چرا استاني با اين جمعيت دانش‌آموزي و ظرفيت انساني، هنوز نتوانسته يک زنجيره پايدار براي تبديل استعدادهايش به موفقيت‌هاي ملي ايجاد کند. پاسخ اين پرسش در داده‌هاي آموزش‌وپرورش، کيفيت مدارس، توزيع معلم، مسير هدايت دانش‌آموزان مستعد و ماندگاري نخبگان در داخل استان نهفته است. تا زماني که اين پرسش‌ها بي‌پاسخ بمانند، هر سال پس از اعلام نتايج کنکور، دوباره همين جاي خالي ديده خواهد شد؛ جاي خالي نام گلستان در ميان برترين‌هاي کشور.