سرمايه اجتماعي؛ معيار قدرت رسانه


یاددداشت اول |

 

■ فاطمه سراوانی

 

رسانه را نمي‌توان با ميزان دسترسي‌اش به مديران و صاحبان قدرت سنجيد. قدرت واقعي رسانه در جايي شکل مي‌گيرد که مخاطب، ميان انبوه منابع خبري، آن را براي فهم واقعيت انتخاب مي‌کند؛ جايي که اعتبار حرفه‌اي به سرمايه اجتماعي تبديل مي‌شود و نام يک رسانه براي مخاطب، معناي دقت، استقلال و قابل اتکا بودن پيدا مي‌کند. از همين منظر، مهم‌ترين دارايي يک رسانه، اعتمادي است که در طول زمان نزد افکار عمومي و جامعه حرفه‌اي به دست مي‌آورد. رسانه ماندگار رسانه‌اي نيست که زودتر از ديگران خبر منتشر کند؛ رسانه‌اي است که بتواند عمق خبر را ببيند و براي مخاطب توضيح دهد چرا يک اتفاق رخ داده، چه عواملي در شکل‌گيري آن موثر بوده و چه پيامدهايي مي‌تواند به دنبال داشته باشد. در روزگاري که مخاطب با حجم زيادي از اطلاعات، خبر و روايت‌هاي مختلف روبه‌روست، ارزش رسانه در توانايي آن براي تفکيک اطلاعات معتبر از ادعا، قرار دادن رويدادها در زمينه درست و تبديل داده‌هاي پراکنده به تصويري روشن از واقعيت است. اينجاست که مرز ميان رسانه خبري و رسانه مرجع شکل مي‌گيرد. انعکاس مواضع رسمي، بخشي از وظيفه هر رسانه است، اما نمي‌تواند تمام کارکرد آن باشد. رسانه حرفه‌اي بايد پرسش توليد کند، درباره تصميم‌ها توضيح بخواهد، روايت‌هاي مختلف را بررسي کند و پيامدهاي تصميم‌ها را براي جامعه روشن سازد. اگر رسانه صرفا به بازنشر اظهارات رسمي و انعکاس رويدادها بسنده کند، ممکن است براي مدتي حجم بالايي از محتوا توليد کند، اما در بلندمدت بخشي از مرجعيت خود را نزد مخاطب از دست خواهد داد.

اعتماد عمومي نيز سرمايه اي است که به ‌تدريج و از مسير دقت در خبر، استقلال حرفه‌اي، شفافيت، پذيرش خطا و استمرار کيفيت ساخته مي‌شود. به همين دليل، تغيير مديران، دولت‌ها و فضاي سياسي نبايد معيارهاي حرفه‌اي رسانه را دستخوش تغيير کند.

رسانه‌اي که استانداردهاي خود را با تغيير مناسبات قدرت تغيير دهد، در واقع بخشي از اعتبار انباشته ‌شده خود را هزينه مي‌کند؛ اعتباري که ساختن آن ممکن است سال‌ها زمان ببرد. تحليل حرفه‌اي در اين ميان جايگاه تعيين‌کننده‌اي دارد. تحليل البته به معناي اظهارنظر شخصي يا پيش‌بيني بدون پشتوانه نيست؛ تحليل زماني ارزش رسانه‌اي پيدا مي‌کند که بر داده، سند، شناخت ميداني، نظر کارشناسي و درک روندها متکي باشد. رسانه‌اي که بتواند از دل اطلاعات خام، دانشي قابل استفاده براي جامعه توليد کند، ديگر يک واسطه ميان خبر و مخاطب نيست؛ به نهادي براي فهم بهتر مسائل عمومي تبديل مي‌شود.

اين مسئله براي رسانه‌هاي گلستان اهميت بيشتري دارد. استان با مجموعه‌اي از مسائل اقتصادي، اجتماعي، کشاورزي، محيط‌زيستي، گردشگري و توسعه منطقه‌اي مواجه است که بسياري از آنها با يک خبر کوتاه يا انعکاس سخنان يک مسئول قابل توضيح نيستند. مسائل پيچيده، روزنامه‌نگاري پيچيده‌تري مي‌طلبند؛ روزنامه‌نگاري‌اي که خبرنگار در آن تنها انتقال‌دهنده اطلاعات نباشد، بلکه بتواند مسئله را بشناسد، داده‌ها را بررسي کند، با متخصصان گفت‌وگو کند و ارتباط ميان تصميم‌هاي امروز و پيامدهاي فردا را براي مخاطب روشن سازد.

از اين رو، يکي از مهم‌ترين نيازهاي رسانه‌اي گلستان، سرمايه‌گذاري جدي بر آموزش، تخصص‌گرايي و تربيت روزنامه‌نگاران تحليل‌گر است. آينده رسانه تنها با افزايش تعداد کانال‌ها، صفحات و خروجي‌هاي خبري ساخته نمي‌شود؛ به نيروي انساني نياز دارد که هم مهارت روزنامه‌نگاري داشته باشد و هم بتواند حوزه تخصصي خود را عميق بشناسد. خبرنگاري که اقتصاد، محيط‌زيست، مسائل اجتماعي، مديريت عمومي يا ظرفيت‌هاي توسعه‌اي استان را بهتر بفهمد، مي‌تواند روايت دقيق‌تر و عميق‌تري از مسائل جامعه ارائه کند. در کنار تقويت نيروي انساني، همکاري ميان رسانه‌ها و تقويت نهادهاي صنفي نيز اهميت دارد. پراکندگي ظرفيت‌هاي رسانه‌اي، بخشي از توان حرفه‌اي استان را به فعاليت‌هاي جدا از هم محدود مي‌کند. همکاري در پروژه‌هاي تحقيقي، تبادل تجربه، استفاده مشترک از ظرفيت‌هاي تخصصي و تقويت نهادهاي صنفي مي‌تواند اين ظرفيت‌هاي پراکنده را به يک اکوسيستم رسانه‌اي حرفه‌اي و اثرگذار تبديل کند؛ اکوسيستمي که در آن رقابت رسانه‌اي به جاي کاهش کيفيت، به ارتقاي استانداردهاي حرفه‌اي منجر شود. رسانه‌اي که سرمايه اصلي خود را در نزديکي به قدرت جست‌وجو کند، همواره به شرايط بيروني وابسته خواهد بود؛ اما رسانه‌اي که سرمايه اجتماعي خود را از اعتماد مخاطب و اعتبار حرفه‌اي به دست آورد، بنيان ماندگارتري خواهد داشت. مديران تغيير مي‌کنند، دولت‌ها جابه‌جا مي‌شوند و فضاي سياسي دگرگون مي‌شود، اما اعتبار رسانه چيزي است که در حافظه حرفه‌اي و اجتماعي جامعه باقي مي‌ماند.

آينده رسانه در گلستان نيز بيش از آنکه به ميزان نزديکي به مراکز قدرت وابسته باشد، به توان آن براي تحليل، پرسشگري، تخصص‌گرايي و تبديل اطلاعات خام به دانشي قابل اتکا بستگي دارد. رسانه زماني قدرتمند است که مخاطب نه از سر عادت يا دسترسي به خبر، بلکه به دليل اعتماد به استانداردهاي حرفه‌اي آن، براي فهم مسائل جامعه به سراغش برود. سرمايه واقعي رسانه همين اعتماد است؛ سرمايه‌اي که به آساني به دست نمي‌آيد، اما اگر درست ساخته شود، مي‌تواند مهم‌ترين پشتوانه ماندگاري و اثرگذاري آن باشد.