صدای مخاطبان
پیام شهروندان |
12 سال پيش هم مينوشتم و مينوشتيد قطعا که کشور گران اداره ميشه
گران به لحاظ مصرف آب برق نان گاز بنزين هوا محيط زيست فرهنگ خودرو وهمه چيز ....
يک کشور 80 ميليوني که باندازه کل قاره آسيا در يک روز گاز مصرف ميکنيم!!! بررسي دقيق نکردم اما مطمئنم حرفم نزديک به حقيقت هست اينها سرمايه هست پول هست حيات هست
سلام و درود زخم کهنه پتروشيمي استان روز به روزعميقتر ميشود. باصفر رئيس جمهور وقت به استان در مصوبات سفرکلنگ اين ابر پروژه قريب 20سال پيش به زمين زده شدعليرغم تصويب آن درهيات دولت دريغ ازکوچکترين همکاري دولتها در اجراي پروژه اي که حدود100،000نفرسهامداري که بافروش خودرو،زمين،طلا،خانه و....اميدبه گشايش در زندگي داشتند و در کنار آن توسعه استان رقم بخورد و مشکل تورم واشتغال کاهش يابد، در دولت شهيدرئيسي براي حل مشکل توسط شوراي تامين استان پروژه به هلدينگ خليج فارس سپرده شد با اين شرط که هلدينگ با آورده 35همت به مدت45ماه پروژه راتکميل وبه بهره برداري برسانداکنون تمام مردم استان وسهامدران محترم شاهدخواهندبودکه تاکنون باانقضاي مدت تعيين شده هيچ اتفاقي رخ نداده بلکه هلدينگ بدون پرداخت حتي يک ريال 65درصدمالکيت پتروشيمي رابه نام خود کرده است
هي روزگار . نفوذ ايراني بماند حالا، به عمد در ميانه جنگ افغاني و عرب ... وارد وطن و سيستم مي کنند بي هيچ هويتي و کارهاي حساس و امنيتي را به آنان واگذار مي کنند از سبب ترس بيداري ايراني
وضعيت نويسندگان و شاعران و انديشمندان در 5 دهه اخير بسيار نزولي است. ما درحد دهخدا نخواهيم داشت چه برسد به خيام، نظامي، سعدي، مولوي و حافظ ...
در فرهنگ وتمدن ايران مولانا سعدي حافظ و بقيه ايات که اهل سنت بودن عزيزان که فردوسي پاکزاد را مردود مي شمارند اين حلقه رندان که بيشمارند. اگر از آثارشان از کالبد ايران گرفته شود چه دارم که مفتخر باشيم؟ شکر خدا که دستي بر آتش ادب ومعرفت مطلوب ازاين بزرگان داري . هر شماره به اثارشان بپرداز که روح تشنه ولطيف نسل مشتاق را سيراب وبه سرچشمه زلال معرفت متصل خواهيد کرد .درود برشما
متاسفانه مديريت در جامعه ما هيچ رويکردي ندارد که بشود رويکرد آن را نقد، انتقاد، تاييد يا رد کرد.
البته آثار قلمي ژورناليسي جناب مکتبي عزيز همچنان در فضاي روشنفکري است و بوي خوش فضاي دانشکده ادبيات و علوم انساني
دانشگاه تهران دهه ي شصت را مي دهد...
در کشور ورشکسته اي زندگي ميکنيم که مديران آن نقش اصلي در ترسيم چنين سرزميني را داشتند .بيش از 15 سال هست که از آب و لزوم توجه به بهينه سازي در مصرف نوشتم . نماينده مجلسي که لياقت چراندن دوتا گوسفند نداره براي چسبيدن به قدرت پوشالي خود از شاليکاري بيرويه گندم کاري بيرويه و.....به اسم خودکفايي آنهم با اين نوع مصرف آب حمايت ميکنه چه توقعي از نبودن چنين وضعيتي ميشود داشت. يک روز با آقاي سنگدويني تلفني صحبت ميکردم بعد صغري کبري چيدن و توجيهات آخرش به اين رسيديم که وظيفه ما فراهم کردن بستر آرامش کشاورزان هست طرح هاي بهينه سازي آبياري از ديد شما نيازمند داشتن بودجه هاي کلان هست که مقدور نيست و شرايط اقتصادي کشور چنين اجازه اي رو نميده. آيا ادامه اين روند نابود کننده به بودجه کشور کمک ميکنه!!!!!!!!!! خدا خودش به اين کشور رحم کنه
من نميگم کلاشينکف بگيرن روي سر کشاورز تا آب رو درست مصرف کنه ولي انتظار اينکه جلوي چاههاي غير مجاز رو بگيرند و مجازاتي که بازدارنده باشد بايد انجام بشه. اين مورد در کنار فرهنگ سازي، آموزش و ترويج کشاورزان جوابگو هست درکنار سرمايه گزاري هايي در آبياري قطره اي کلاسيک ونوين. منتهي اين رانت خواران ول نکن قدرت تا حرف درستي ميزني دم از مردم ميزنن که البته ذره اي بهش پايبند نيستن.
سلام درباره تيتر پايان عصر خبر بنده اون جلسه نبودم ولي اين يادداشت جنابعالي دقيقا تفاوت عرصه فعاليتهاي رسانهاي استان گلستان را بخوبي تفکيک کرده،
چند نکته:
* ايکاش مجال و فرصتي بود تا به غير خودتان به مصاديق آن نيز مي پرداختيد ولي مطمئن هستم با شناختي که از شما دارم اين امر با سيره شما سازگار نيست .
* امر توليد محتوا و بقول شما « توليد کلمه » اصلاً در رسانههاي استان گلستان مشاهده نميشود و اکثراً به معني واقعي کلمه«خبرنگار » هستند و فقط روي انتشار خبر متمرکزند و در همان نيز براي اينکه « ترند» بمانند سراغ خبر رفته اند و همين امر در تغيير ذائقه مردم مؤثر واقع شده و کمتر به تحليل و توليد محتواي متني و تحليل توجه ميشود شايد( و قريب به يقين) سوادش رو هم ندارند.* تربيت کادر نيروي انساني که فرموديد بقول سردار عطمايي جيگر ميخواهد که خيلي ها ندارند اينکه چند وقت با نوجوانان و جوانان کار کنيد آنها را بسازيد و تربيت کنيد اونوقت که بايد ثمره اش را ببريد طرف دنبال سرنوشت خودش برود(يامستقلاً نشريه بزند يا با ديگران ببندد و...) يک درون مايه معلمي و ايثار مي خواد که خيلي ها ندارند. خيلي بهره بردم عالي بود. خداحفظت کنه انشاءالله. ارادتمندم
محمد ديلم کتولي
ايران بالاترين نرخ جشن هاي آييني در جهان بود، اما از دوره ي صفوي تاريخ ورقي ديگر زد..12ماه اهورايي جشن بود. اين غير از جشن هاي ديگر ازجمله جشن سده ، يلدا و...بود.
اينها که نوشته عالي اند ولي روش هاي توسعه به شکل سنتي اند . توسعه الان در کنار حفظ محيط زيست و زنجيره غذايي، فقط توسعه هوش مصنوعي. زير ساخت اصلي آن هم جذب نخبه ها براي استانه
يادادشت اول روز سه شنبه 14 مهر شماره3236 روزنامه وزين گلشن مهر را چند بار خواندم.اگرچه سعي شده است طوري قلمي شود که به نهاد و جايگاهي برنخورد ولي حق مطلب را ادا کرده است.اميدوارم شرايط طوري رقم بخورد که جايگاه ارزشي دستگاه هاي مسئول دوباره احياء شود و دلبستگي و احترام ويژه جمع بزرگي(حداکثر) از متوقعين جامعه به سوي آنها باز گردد.
با احترام -داوريان
در توسعه ي پايدار ( فرهنگي- آموزشي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي ) نقش خيلي چيزها و افراد ( نماينده ي ولي فقيه، استانداران، نمايندگان مجلس و مسئولان مرکز ) مورد توجه است.
سلام و عرض ادب . مطلب شما را خواندم جداي از مبحث مهمي که مطرح فرموديد نقد جدي دارم جسارتا از بحران مرجعيت رسانهاي ميگوييد، اما نه مصداقي از عملکرد رسانههاي استان ارائه ميکنيد و نه سهم ساختار قدرت، اقتصاد رسانه و محدوديتهاي حرفهاي را در تضعيف اعتماد عمومي ميسنجيد. تاکيد بر آموزش و تخصصگرايي، بدون بررسي دستمزد خبرنگاران، امنيت شغلي، استقلال تحريريه و فشارهاي سياسي و اقتصادي، مسئله را به ضعف نيروي انساني تقليل ميدهد. از همکاري رسانهاي و تقويت نهادهاي صنفي دفاع ميکنيد، اما درباره موانع واقعي اين همکاري، تعارض منافع رسانهها و مسئوليت مديران رسانهاي سکوت کرديد. به نظر بنده مطلب شما خانم سراواني عزيز در سطح توصيههاي درست متوقف ميماند؛ يادداشتي که مدعي تحليل رسانهاي است، بايد از شعار اعتماد و استقلال عبور کند و با شواهد، مصاديق استاني و پرسشهاي بيتعارف، نشان دهد چه کساني و چه سازوکارهايي مرجعيت رسانههاي گلستان را تضعيف کردهاند.
ارادتمند
فريد رحماني مقدم
آينده رسانه در گلستان نه با توصيههاي کلي به اعتمادسازي، بلکه با استقلال از ملاحظات قدرت، شفافيت اقتصادي و توانايي نقد بيملاحظه عملکرد مديران استان رقم ميخورد. تا زماني که رسانههاي محلي از خبرمحوري کمهزينه عبور نکنند و به مطالبهگري مستند درباره ريشه مشکلات توسعهاي گلستان نپردازند، سخن گفتن از مرجعيت رسانهاي بيشتر آرمان است تا واقعيت.
محمد سناويز