براي بحران گاز آماده ايم؟
یاددداشت اول |
■ با مسوولیت سردبیر
هشدارها را شنيدهايم با آغاز فصل سرما، احتمال محدوديت و قطعي گاز در استانهاي گلستان، مازندران و خراسان شمالي مطرح شده و حتي از بازهاي طولاني، در حد 60 تا 90 روز، سخن گفته ميشود. گفته شد که همزمان احتمال خاموشي برق هم منتفي نيست.
اما آيا مردم براي چنين شرايطي آمادهاند؟
وقتي صحبت از بحران انرژي ميشود، همه نگاهها به مديران و مسوولان ارشد دوخته ميشود. مسئوليت اصلي نيز بر عهده همين دستگاههاست و کسي نميتواند از زير بار آن شانه خالي کند. شبکه بايد پايدار باشد، ذخاير بايد پيشبيني شده باشد و گاز خانگي بايد در بالاترين سطح اولويت قرار بگيرد. اما هيچ شبکهاي را نميتوان بدون توجه به آمادگي جامعه در برابر يک دوره طولاني اختلال، کاملا مصون دانست. مسئله اينجاست که آيا خانوادهها ميدانند در صورت قطع گاز، دقيقا چه کنند؟ آيا مردم ميدانند کدام وسيله گرمايشي در فضاي بسته ميتواند خطر خفگي و مسموميت ايجاد کند؟ آيا خانوادهها براي چند روز سرماي شديد، راهکار ايمن دارند؟ اگر برق هم قطع شود، تکليف پمپ آب، آسانسور، تجهيزات پزشکي، وسايل ارتباطي و سيستمهاي گرمايشي وابسته به برق چه خواهد شد؟ براي سالمندان تنها، بيماران، کودکان و خانوادههايي که امکان تهيه تجهيزات جايگزين ندارند چه برنامهاي وجود دارد؟
در اينجا پاي تابآوري خانوارها و حتي تابآوري شهرها در ميان است. يک خانواده ممکن است براي چند ساعت قطعي برق آمادگي داشته باشد، اما آيا براي چند روز سرماي شديد و همزماني اختلال گاز و برق آماده است؟ چند خانه وسيله گرمايشي جايگزين دارند؟ چند خانواده ميدانند استفاده نادرست از بخاري يا وسايل احتراقي در فضاي بسته ميتواند به قيمت جان اعضاي خانواده تمام شود؟نميشود چند هفته مانده به زمستان هشدار داد که احتمال قطعي وجود دارد و بعد انتظار داشت جامعه خودش همه راههاي مقابله را پيدا کند.
آمادگي عمومي، آموزش و اطلاعرساني روشن ميخواهد.
از طرف ديگر، مردم هم نميتوانند همه مسئوليت را متوجه دولت کنند. هر خانواده بايد براي يک وضعيت اضطراري چندروزه برنامه داشته باشد و بداند در صورت قطع همزمان برق و گاز، چه راه امني براي عبور از آن دارد.
مردم مصرفکننده اين شبکهاند، نه مسئول ساخت، توسعه، نگهداري و مديريت آن. نميتوان درباره ناترازي انرژي هشدار داد، احتمال محدوديت 60 تا 90 روزه را مطرح کرد و بعد از شهروندي که در خانه خود با سرماي زمستان مواجه شده، انتظار داشت با امکانات شخصي بحران را مديريت کند. بايد روشن شود در صورت افت يا قطع گاز، کدام مناطق در اولويت تامين قرار دارند، براي خانوارهاي آسيبپذير چه تدبيري انديشيده شده، سوخت و وسايل گرمايشي جايگزين چگونه تامين خواهد شد و در صورت همزماني خاموشي و قطعي گاز چه سازوکاري فعال ميشود. برگزاري جلسات متعدد در اين خصوص در صورتي موثر است که نتيجه آن آمادگي براي پيشگيري و مقابله با بحران باشد، افکار عمومي انتظار دارد برنامه عملياتي، زمانبندي مشخص و گزارش واقعي از ميزان آمادگي مسوولان ببيند. مردم بايد بدانند اگر گاز قطع شد، کجا بايد مراجعه کنند و اگر برق هم رفت، چه خدماتي در اختيارشان قرار ميگيرد. اين بار نبايد منتظر اولين موج سرما ماند تا تازه معلوم شود شبکه چقدر آماده است. روزي که سرما از راه ميرسد، ديگر غافلگيري قابل قبول نيست. پاسخ مديران بايد پيش از رسيدن سرما روي ميز مردم باشد؛ روشن، قابل فهم و قابل سنجش. اگر هشدارها جدي است، برنامهها هم بايد جدي باشد و مسئول مشخص، تعهد روشن و امکان مطالبهگري عمومي وجود داشته باشد.مردم ميتوانند براي بحران آماده شوند، اما حق دارند بدانند دولت براي جلوگيري از بحران چه کرده و اگر بحران رخ داد، دقيقا چه خواهد کرد. اين مطالبهاي روشن از دستگاههايي است که مسئول تامين امنيت انرژياند.