به بهانه روز پرستار و تشکر از فرشتگان سفيد پوش اگر مرهم نيستيم زخم تازه نزنيم!


یادداشت |

 

 

ابراهيم مهدوي

 

روز پرستار را به همه پرستاران شريف و فداکار کشورم تبريک مي‌گويم؛ اما باور دارم پرستاران بيش از تبريک، به درک، احترام و قدرداني واقعي ما نياز دارند. پرستاري فقط يک شغل نيست؛ ترکيبي از دانش، مهارت، صبوري، مسئوليت‌پذيري و انسان‌دوستي است. پرستار با درد انسان‌ها سروکار دارد؛ با لحظه‌هايي که بيمار و خانواده‌اش نگران‌اند، با شب‌هايي که بسياري از مردم در آرامش خانه استراحت مي‌کنند و او در بيمارستان، کنار تخت بيماران، براي حفظ سلامت و جان انسان‌ها تلاش مي‌کند. اما قصه پرستاري به پايان شيفت کاري ختم نمي‌شود. پرستاري که يک شب تا صبح بيدار مانده، خسته و کم‌خواب به خانه باز مي‌گردد؛ شايد به‌جاي تفريح و استراحت، فقط فرصتي براي تجديد قوا داشته باشد تا دوباره با توان و تمرکز کافي به محل کارش برگردد. با اين‌حال، گاهي آنچه در محيط کار انتظارش را مي‌کشد، نه تشکر و احترام، بلکه بي‌مهري، توهين، تهديد و حتي خشونت است. پرستار، مقصر درد و رنج ما نيست! بياييد کمي منصفانه‌تر به ماجرا نگاه کنيم. گاهي در پي يک نزاع خياباني، درگيري خانوادگي يا چاقوکشي، افرادي مجروح مي‌شوند و به اورژانس مي‌رسند. طبيعي است که در آن لحظات، بيمار و همراهانش نگران باشند و انتظار رسيدگي سريع داشته باشند. اين نگراني قابل درک است؛ اما آيا اضطراب و نگراني به ما اجازه مي‌دهد به کساني توهين  کنيم که براي نجات جانمان تلاش مي‌کنند؟

در اورژانس، بيماران متعددي حضور دارند و هرکدام ممکن است به رسيدگي فوري نياز داشته باشند. اولويت‌بندي بيماران بر اساس شدت وضعيت پزشکي آنان انجام مي‌شود، نه بر اساس صداي بلندتر، تهديد بيشتر يا تعداد همراهان. اگر پرستار و پزشک با تهديد، ارعاب و درگيري مواجه شوند، امنيت محيط درمان به خطر مي‌افتد و تمرکز آنان نيز ممکن است مختل شود. بيمارستان و درمانگاه بايد پناهگاه انسان‌هاي آسيب‌ديده باشند، نه صحنه ادامه نزاع‌هايي که بيمار را به آنجا کشانده‌اند. کسي که در خيابان به ديگري آسيب مي‌زند، نبايد در بيمارستان خشم خود را متوجه کسي کند که مي‌خواهد جان او يا ديگري را نجات دهد. از سوي ديگر، پرستار نبايد به دليل انجام  وظيفه حرفه‌اي خود، گرفتار شکايت‌هاي بي‌اساس، تهديد يا رفت‌وآمدهاي فرساينده قضايي شود. البته حق پيگيري قانوني براي بيماران و همراهانشان محفوظ است؛ همان‌طور که پرستاران نيز حق دارند در محيط کار از امنيت، احترام و حمايت قانوني برخوردار باشند.

 

پرستار به آرامش نياز دارد

تا آرامش ببخشد

پرستاران سال‌ها درس خوانده‌اند، آموزش ديده‌اند و تجربه اندوخته‌اند تا در لحظه‌هاي حساس، درست تصميم بگيرند و به ياري بيماران بشتابند. آنان هم انسان‌اند؛ خسته مي‌شوند، نگران مي‌شوند، از بي‌مهري رنج مي‌برند و به احترام و آرامش نياز دارند. نبايد از آنان انتظار داشته باشيم که در برابر هر توهين و تهديدي سکوت کنند و در همان حال، با لبخند و آرامش به نجات ديگران ادامه دهند. البته قدرداني از پرستاران فقط وظيفه بيماران و همراهانشان نيست. مسئولان نظام سلامت نيز بايد براي تأمين نيروي انساني کافي، کاهش فشار کاري، پرداخت منصفانه، استراحت مناسب، امنيت شغلي و حمايت قانوني از پرستاران تلاش کنند. نمي‌توان از پرستار انتظار فداکاري بي‌پايان داشت، اما به خستگي، مشکلات معيشتي و نيازهاي حرفه‌اي او بي‌توجه بود. جامعه‌اي که از پرستار انتظار مراقبت دارد، بايد مراقب خود پرستار هم باشد.

 

سخن پاياني؛ اگر مرهم نيستيم، زخم تازه نزنيم!

امروز، روز پرستار است؛ روزي براي يادآوري يک حقيقت ساده اما فراموش‌شده: قدرداني از پرستار، فقط گفتن «روزت مبارک» نيست؛ گاهي در يک رفتار محترمانه، يک تشکر صميمانه، يک فرصت استراحت و حتي در نگفتن يک کلمه توهين‌آميز خلاصه مي‌شود.

اگر نمي‌توانيم باري از دوش پرستاران برداريم، دست‌کم بار تازه‌اي بر دوششان نگذاريم.

اگر نمي‌توانيم خستگي‌شان را برطرف کنيم، با بي‌مهري خستگي ديگري بر آنان نيفزاييم.

اگر نمي‌توانيم مرهمي بر دردشان باشيم، زخم تازه‌اي بر روح و روانشان نزنيم.

و اگر روزي گذرمان به بيمارستان و اورژانس افتاد، فراموش نکنيم کسي که در برابر ما ايستاده، نه دشمن ما، بلکه يکي از اميدهاي ما براي بازگشت سلامتي است.

به پسر عزيزم، احمد و هاني جان، و به همه پرستاران شريف و فداکار سرزمينم مي‌گويم: روزتان مبارک!

اميدوارم روزي برسد که قدرشناسي از پرستاران، از مرز تبريک‌هاي تقويمي فراتر برود و در رفتار روزمره ما، در امنيت محيط کارشان و در حمايت واقعي از حقوق و کرامت حرفه‌اي آنان ديده شود.