... مردم‌آزاري مکن


حرف مردم |

 

افتصاد ايران حالش خوش نيست. به ضعف مفرطي دچار شده است که توان سر پا ايستادن ندارد و هر روز از درد تازه‌اي مي‌نالد. بيماري که تنفّسش به شماره افتاده، ضربان قلبش نامنظم و در شُرف موت و عن‌قريب است که ريق رحمت را سر بکشد و تمام کند و ويرانه‌اي به‌جا بگذارد که با هيچ معجون و ترفندي قابل تعمير و احيا نيست. حال کدام عقل‌کلي بيماري اين‌چنين را به دم تيغ تيز جراحي سپرده است تا به دست جراحي ناکارآزموده و امتحان پس نداده در اولين عمل چنين شيرازه‌ي وجودش از هم بگسلد، معلوم نيست. ظاهراً جناب پزشکيان که خود يک پزشک جراح است و با تمام زير و بم جراحي و آماده‌گي‌هاي بيمار براي عمل آگاه است، نمي‌تواند شخصاً تصميم گيرنده‌ي اصلي باشد. تا ما بگرديم و پرتقال‌فروش را در ميانه‌ي اين هرج و مرج پيدا کنيم، اجازه بدهيد به يکي از تبعات اين جراحيِ بي‌موقع بپردازيم. در اولين جراحيِ اقتصادي در دولت نهم و دهم قرار شد ماهيانه 45 هزار تومان براي هر نفر يارانه در نظر بگيرند که البته در روزها و ماه‌هاي اول قدري کارساز بود و کمک‌خرج اگرچه امروز با آن مبلغ يک بسته آدامس هم نمي‌توان خريد و بگذريم که در آن زمان هنوز تحريم‌هاي اقتصادي خيلي شديد نبود و هنوز مي‌توانستيم نفت بفروشيم که حاصل فروش همان دوره‌ي هشت ساله بيش از 750 ميليارد دلار بود که آخرش معلوم نشد کجا خرج شد و چه به بار آورد و چه کساني از آن بهره‌مند شدند. علاوه بر همه‌ي موارد ذکر شده، تهديد نظامي هم نداشتيم که مثل شمشير داموکلس بالاي سرمان باشد با بيم هر لحظه فرود آمدن، اما در مجموع جراحيِ موفقي نبود و جز موجي پايدار از گراني حاصلي نداشت.

پس از آن پيشينه‌ي ناموفق و سابقه‌ي تلخ، باز هم براي بار ديگر در دولت چهاردهم تصميم به اجراي جراحيِ اقتصادي گرفتند در شرايطي که تحريم‌ها گسترده و شديدتر شد و فضاي جنگي بر کشور حکومت مي‌کرد و حالا با محاصره‌ي دريايي و هوايي روند اين فاجعه به تراژديِ دردناکي رسيده است. گفته‌اند آزموده را آزمودن خطاست. يک ضرب‌المثل معروف هم مي‌گويد «مومن از يک سوراخ دو بار گزيده نمي‌شود» يعني حالا ما که غرق در انواع مصيبت‌ها هستيم بايد به مومن بودن حضرات هم شک کنيم؟!!

اين بار هم دولت تصميم گرفت براي جبران بخشي از گراني‌هاي حاصل از حذف ارز ترجيحي به هر نفر ماهيانه مبلغ يک ميليون تومان يارانه يپردازد که فقط در ماه‌هاي اول و دوم اندکي کارساز بود، اما يابوي رم کرده‌ي تورم، افسار گسيخته و با سرعت به سوي دره پيش مي‌رفت و اين کمک ماهانه دردي از انبوه دردهاي انباشته شده درمان نمي‌کرد.از همان روزهاي اول برقراريِ اين يارانه دولت متعهد شده بود قيمت 11 قلم کالاي اساسي را به قيمت شهريور (404) ثابت نگه دارد، اما چون خود نيک مي‌دانست که تواناييِ وفا به عهدش را ندارد تبصره‌اي هم در کنار آن گذاشت که در صورت گرانيِ بيش‌تر، به تناسب بر ميلغ يارانه بيفزايد. شرايط همان‌گونه شد که دولت پيش‌بيني کرده بود. همه‌ي اقلام به‌شدت گران شد، اما خبري از افزايش مبلغ يارانه نيامد. سرانجام بعد از يک سال که سطح تورم برخي از کالاهاي يازده‌گانه از 150درصد هم فراتر رفت و طبق برآوردهاي رسمي خط فقر به 80 تا 100 ميليون تومان رسيد، بعد از کلي اما و اگر و شايد و بايد و بشود و نشود و امروز و فردا کردن تصميم گرفتند 30 و به قولي 50درصد بر مبلغ يارانه بيفزايند، اما براي اين کار بدترين شيوه‌ي ممکن را در پيش گرفتند تا صف‌هاي درازي جلوي دفاتر پيشخان تشکيل شود از مرد و زن و پير و جوان و... تا خوداظهاري براي درخواست افزودن بر مبلغ يارانه را در کامپيوترها ثبت کنند آن هم با پرسش‌هاي تحقير‌آميز و آزارنده از ميزان درآمد و داشتن خانه و اتوموبيل و... و... و حتا آخرِ سر تهديد کردند اگر اطلاعات داده شده درست نباشد يارانه‌ي اوليه نيز قطع خواهد شد!!

همه به ياد دارند که وزير اقتصاد دولت سيزدهم با افتخار اعلام مي‌کرد ما امروز مي‌دانيم که هر نفر از کدام نانوايي چه تعداد نان مي‌خرد. خب، وقتي شما از تعداد خريد نان روزانه‌ي مردم هم باخبريد، اين پرسش‌هاي تحقيرآميز و آزارنده براي چيست؟آيا شما نمي‌دانيد درآمد مردم از کجا و چه‌قدر است؟ آيا خانه دارند يا نه؟ همه‌ي اين اطلاعات و بسا بيش‌تر و بيش‌تر از آن در دفاتر شما ثبت است. پس چرا اين‌گونه به آزار و تحقير مردم مي‌پردازيد؟ آن‌ هم براي چندرغاز که هيچ دردي از دردهاي بي‌شمار مردم نمي‌کاهد؟!!

آيا وقتي قيمت برق و آب و گاز و تلفن مصرفيِ مردم را گران کرديد يا بر قيمت بنزين و نان و دارو و اينترنت و ساير مايحتاج مردم افزوديد يا وقتي ارز 150 هزار توماني را در کم‌تر از دو سال به 270 هزار تومان رسانديد، از اين نوع پرسش‌نامه‌ها بين مردم توزيع کرديد که درآمدتان چه‌قدر است و آيا با اين درآمد توان پرداخت هزينه‌هاي اضافي را داريد يا نه؟

به‌ياد دارم که قديم‌ترها برخي از واعظين بر منبر خود با صدايي شيوا و رسا چه خوب مي‌خواندند:

مي بخور، منبر بسوزان، مردم‌آزاري مکن