بزرگداشت زبان و ادبيات ترکمن


تیتر اول |

مهران موذني- شانزدهمين نشست از مجموعه نشست‌هاي «آشنايي با سرزمين مادري» با موضوع «زبان و ادبيات ترکمن»، پنجم مهرماه 1405 در مؤسسه فرهنگي ميرداماد برگزار شد. در اين نشست، امانگلدي رخشا، پژوهشگر زبان و ادبيات، به بررسي زندگي، جايگاه تاريخي و ويژگي‌هاي شعري محمد بايرام‌خان پرداخت؛ اتوز فرهمنديان، دبير انجمن ادبي قورقوت آتا، پژوهشگر و شاعر، ابعاد عرفاني و ادبي اشعار مسکين‌قليچ را بررسي کرد و اغول‌مايا سميع‌زاده نيز درباره پيشينه مکتوب ادبيات ترکمن، اوغوزنامه‌ها، کتيبه‌هاي تاريخي و نقش ادبيات شفاهي در حفظ ميراث زباني و فرهنگي ترکمن سخن گفت. اين نشست با تمرکز بر چهره‌هاي ادبي، ميراث مکتوب و شفاهي و پيوند زبان با حافظه تاريخي، فرصتي براي بازخواني بخشي از پيشينه فرهنگي و ادبي ترکمن‌ها فراهم کرد.

 

زندگي و شعر محمد بايرام خان

امانگلدي رخشا، پژوهشگر زبان و ادبيات، در بخش نخست نشست به معرفي محمد بايرام‌خان، شاعر دوزبانه قرن دهم هجري قمري، پرداخت و زندگي سياسي و نظامي او را در کنار ويژگي‌هاي زباني و ادبي ديوانش بررسي کرد و گفت: محمد بايرام‌خان شاعري دوزبانه بود که به فارسي و ترکي شعر مي‌سرود. او در قرن دهم هجري قمري در دربار گورکانيان هند حضور داشت و در کنار فعاليت‌هاي سياسي و نظامي، از شعر و محافل ادبي نيز حمايت مي‌کرد. ديوان او، شامل اشعار فارسي و ترکي، از منظر ويژگي‌هاي زباني، ادبي و فکري اهميت دارد. بر اساس منابع بررسي‌شده، نسب بايرام‌خان به طايفه قراقويونلو مي‌رسد. پس از درگذشت پدر و مادرش، پدربزرگ او سرپرستي و تربيتش را بر عهده گرفت. بايرام‌خان در بلخ با الهيات و ادبيات آشنا شد و به زبان‌هاي فارسي و ترکي تسلط يافت. آشنايي او با شعر و موسيقي نيز در سروده‌هايش بازتاب دارد. بايرام‌خان در حدود 16سالگي به دربار بابر، بنيان‌گذار امپراتوري گورکاني هند، راه يافت. او به دليل ويژگي‌هاي شخصيتي و شايستگي‌هايش، به همايون، فرزند و جانشين بابر، نزديک شد و به يکي از همراهان و حاميان مهم او تبديل شد. پس از مرگ بابر و بروز آشفتگي‌هاي سياسي، بايرام‌خان در تثبيت قدرت همايون و فراهم کردن زمينه بازگشت او به هند نقشي مهم ايفا کرد. او در لشکرکشي‌ها و نبردهاي همايون حضور داشت و از چهره‌هاي مؤثر نظامي و سياسي حکومت گورکانيان به شمار مي‌رفت. پيروزي در نبرد ماچي‌واره نيز از جمله رويدادهايي بود که در تثبيت موقعيت همايون اهميت داشت. بايرام‌خان در پيوند با اين خدمات، از اعتماد و حمايت همايون برخوردار شد و بعدها سرپرستي شاهزاده جلال‌الدين محمد اکبر را نيز بر عهده گرفت. پس از مرگ همايون، بايرام‌خان به يکي از قدرتمندترين چهره‌هاي سياسي امپراتوري گورکاني هند تبديل شد. از آنجا که اکبر هنگام رسيدن به سلطنت هنوز به سن قانوني نرسيده بود، بايرام‌خان براي مدتي حدود چهار سال در مقام وکيل‌السلطنه، عملاً اداره بخش مهمي از امور حکومت را بر عهده داشت. با اين حال، روابط او با اکبر به‌تدريج دستخوش اختلاف شد. رقابت‌هاي درباري، گزارش‌ها و سخن‌چيني‌هاي اطرافيان اکبر و اختلاف بر سر قدرت، زمينه فاصله گرفتن اين دو را فراهم کرد. بايرام‌خان سرانجام از دربار کناره گرفت و راه سفر حج را در پيش گرفت، اما در مسير اين سفر کشته شد. ديوان بايرام‌خان شامل دو بخش اصلي، يعني اشعار فارسي و اشعار ترکي، است. اشعار ترکي او به زبان ترکي جغتايي رايج در روزگار وي سروده شده‌اند. قصيده، غزل، قطعه، رباعي و فرديات از قالب‌هاي شعري به‌کاررفته در ديوان او هستند؛ با اين حال، غزل بخش عمده‌اي از سروده‌هاي او را تشکيل مي‌دهد. آنچه از زندگي و پيشينه بايرام‌خان برمي‌آيد، تعلق او به طوايف ترکمن قراقويونلو است.

 

با اين حال، تعلق قومي شاعر را نبايد به‌تنهايي معياري براي تعيين زبان اثر او قرار داد. اشعار ترکي بايرام‌خان به زبان ترکي جغتايي، يعني يکي از گونه‌هاي ادبي زبان‌هاي ترکي رايج در آسياي مرکزي و دربارهاي آن دوره، سروده شده‌اند. سارا بهزاد نيز در تقسيم‌بندي خود از دوره‌هاي ادبيات ترکمن، زبان ترکي رايج در قرن دهم هجري را ترکي جغتايي معرفي کرده است. بنابراين، در توصيف دقيق‌تر ديوان مي‌توان از تعبير «اشعار فارسي و ترکي جغتايي بايرام‌خان» استفاده کرد و در عين حال، پيشينه ترکمني شاعر را نيز در نظر داشت. زبان شعري بايرام‌خان در بسياري از موارد ساده، روان و نزديک به زبان متداول زمانه است. در بخش فارسي ديوان او نيز مي‌توان تأثير ساختارهاي نحوي زبان ترکي را مشاهده کرد. کاربرد واژگان کهن در اشعارش چندان گسترده نيست و او از واژگان رايج و قابل‌فهم‌تري بهره مي‌گيرد. اشعار فارسي بايرام‌خان از وزن‌هاي متداول شعر فارسي، از جمله وزن‌هاي مبتني بر بحر رمل و هزج، پيروي مي‌کنند. در مجموع، سروده‌هاي او از سنت‌هاي ادبي پيشين فارسي تأثير پذيرفته‌اند؛ با اين حال، بررسي دقيق‌تر زبان، ساختار و ويژگي‌هاي سبکي آن‌ها مي‌تواند ابعاد ديگري از شيوه شاعري او را آشکار کند. عشق و رابطه عاشق و معشوق از مضامين غالب در ديوان بايرام‌خان است. غم فراق، جدايي، دوري و نوميدي نيز در بخش‌هايي از اشعار او ديده مي‌شود. با توجه به زندگي سياسي و نظامي و جابه‌جايي‌هاي مکرر او، پرداختن به دوري و فراق در شعرش مي‌تواند از منظر تجربه زيسته شاعر نيز مورد توجه قرار گيرد؛ هرچند براي نسبت دادن مستقيم هر مضمون به يک رويداد زندگي او، بررسي جداگانه متن اشعار ضروري است. در کنار مضامين عاشقانه، مدح پيامبر اسلام و امامان نيز در ديوان او ديده مي‌شود. اين تنوع مضموني نشان مي‌دهد که شعر بايرام‌خان تنها به بيان عواطف عاشقانه محدود نيست و وجوه ديني و اعتقادي را نيز در بر مي‌گيرد. محمد بايرام‌خان از چهره‌هايي است که زندگي سياسي و فعاليت ادبي در کارنامه او به يکديگر پيوند خورده‌اند. او در مقام يکي از شخصيت‌هاي مؤثر دربار گورکانيان هند، در تحولات سياسي و نظامي زمان خود نقش داشت و در عين حال، با سرودن شعر به دو زبان فارسي و ترکي، در سنت ادبي روزگار خويش مشارکت کرد. بررسي ديوان او از منظر زبان، قالب‌هاي شعري و مضامين، فرصتي براي شناخت پيوندهاي ادبي ميان فارسي و زبان‌هاي ترکي در قرن دهم هجري فراهم مي‌کند. از اين منظر، آثار بايرام‌خان نه‌تنها براي مطالعه تاريخ ادبيات فارسي و ترکي، بلکه براي شناخت مناسبات فرهنگي و ادبي در دربار گورکانيان هند نيز اهميت دارند.اتوز فرهمنديان؛ مسکين‌قليچ و روايت شاعرانه از تجربه عرفاني اتوز فرهمنديان، دبير انجمن ادبي قورقوت آتا، پژوهشگر و شاعر، در بخش دوم نشست به بررسي زندگي و آثار مسکين‌قليچ پرداخت و محور اصلي سخنان خود را بر مضامين عرفاني اشعار اين شاعر و روايت او از دستيابي به «علم حال» و «علم لدني» متمرکز کرد. او مسکين‌قليچ را از چهره‌هاي برجسته ادبيات ترکمن دانست که شعرش در کنار مضامين عاشقانه، بازتاب‌دهنده تجربه‌هاي معنوي و جهان‌بيني عرفاني اوست.

 

مسکين قليچ: شاعر نقاش

اتوز فرهمنديان، دبير انجمن ادبي قورقوت آتا، پژوهشگر و شاعر، در سخنان خود به زندگي، ويژگي‌هاي ادبي و جهان‌بيني عرفاني مسکين‌قليچ پرداخت و عنوان کرد: مسکين‌قليچ از چهره‌هاي برجسته ادبيات ترکمن است که شعر او افزون بر مضامين عاشقانه و عارفانه، بازتاب‌دهنده تجربه‌هاي معنوي و جهان‌بيني عرفاني اوست. يکي از موضوعات مهم در بررسي زندگي و آثار اين شاعر، چگونگي دستيابي او به علم حال و علم لدني و بازتاب اين تجربه در سروده‌هايش است. بر اساس روايت‌هاي گردآوري‌شده، مسکين‌قليچ در ترکمنستان متولد شد و در ادامه راهي ترکمن‌صحرا شد و در روستاي کسر پيش‌کمر سکونت گزيد. او در اين روستا با دختري به نام عايشه ازدواج کرد. حاصل اين ازدواج دو دختر بود. مسکين‌قليچ همچنين پسري داشت که در کودکي درگذشت. وي از کسر پيش‌کمر به روستاي خواجه‌حسن رفت و امامت جماعت آنجا را بر عهده گرفت. او تا پايان عمر در اين روستا به فعاليت ديني و آموزشي مشغول بود و مکتب‌خانه‌اي نيز براي آموزش مسائل ديني داير کرد. مسکين‌قليچ سرانجام در سال 1908 ميلادي درگذشت و در آرامگاه روستاي کاظم‌قلي به خاک سپرده شد. مسکين‌قليچ از طايفه آتاي ترکمن بود. نام اصلي او قليچ بود و پس از فراگيري علوم حوزوي، به ملا قليچ شهرت يافت. او در سرودن شعر از تخلص مسکين‌قليچ استفاده مي‌کرد و سرانجام با همين نام شناخته شد. با اين حال، شخصيت او به شاعري محدود نبود. مسکين‌قليچ در خوانندگي و نوازندگي، به‌ويژه در نواختن دوتار و کمانچه، نيز مهارت داشت. يکي از ويژگي‌هاي برجسته شعر مسکين‌قليچ، توانايي او در تصويرسازي است. برخي از صاحب‌نظران ادبيات ترکمن، شعر او را به نقاشي تشبيه کرده‌اند؛ زيرا شاعر با بهره‌گيري از واژه‌ها و توصيف‌هاي دقيق، تصاوير را در ذهن خواننده مجسم مي‌کند. از اين منظر، مسکين‌قليچ را مي‌توان شاعري دانست که به‌جاي بيان صرف احساسات، آن‌ها را در قالب تصويرهاي زنده و ملموس به مخاطب منتقل مي‌کند. مضامين اصلي شعر مسکين‌قليچ را مي‌توان در دو حوزه عاشقانه و عارفانه دسته‌بندي کرد. در کنار اين دو محور، دعا و مناجات، پند و اندرز، توصيف طبيعت، وصف زلف يار، ستايش اسب، توصيف صداي خوش علي‌سيد و مهارت نوازندگي نيز در سروده‌هاي او ديده مي‌شود. او همچنين به رويدادهاي اجتماعي و شخصيت‌هاي زمان خود توجه داشت و در توصيف برخي افراد، از جمله کساني که آنان را نادان مي‌دانست، لحني انتقادي به کار مي‌گرفت. از مسکين‌قليچ بيش از صد عنوان شعر نقل شده است. با وجود ازدواج او با عايشه، در برخي از سروده‌هاي عاشقانه‌اش از معشوقه‌هايي با نام‌هاي ديگر ياد شده است. اين موضوع نشان مي‌دهد که جهان عاشقانه شعر او را نمي‌توان صرفاً بازتاب مستقيم زندگي زناشويي‌اش دانست. از نظر قالب شعري، مسکين‌قليچ به سنت کلاسيک ادبيات ترکمن تعلق دارد و از شاعران دوره پاياني اين سنت به شمار مي‌رود. قالب قوشوق يا مربع در ميان سروده‌هاي او جايگاه ويژه‌اي دارد؛ با اين حال، در قالب‌هايي مانند غزل، ترجيع‌بند و مستزاد نيز شعر سروده است. زبان شعري او نيز از نظر ترکيبات، اصطلاحات، کنايات و آرايه‌هاي ادبي قابل بررسي است. در مقايسه با مختومقلي فراغي، زبان شعر مسکين‌قليچ در بسياري از موارد از غنا و ظرفيت ادبي قابل‌توجهي برخوردار است و در برخي سروده‌ها، حتي از نظر زباني و بياني، ويژگي‌هاي برجسته‌اي دارد. ارزيابي دقيق اين مقايسه، البته به بررسي تطبيقي متن کامل اشعار دو شاعر نيازمند است. يکي از مهم‌ترين موضوعات در بررسي زندگي معنوي مسکين‌قليچ، روايت او از دستيابي به علم حال و علم لدني است. در سنت عرفاني، اين دو اصطلاح با تجربه دروني، معرفت شهودي و شناختي فراتر از آموزش متعارف پيوند دارند. زندگي و آثار مسکين‌قليچ را مي‌توان از دو منظر مکمل بررسي کرد: از يک سو، او شاعري متعلق به سنت کلاسيک ادبيات ترکمن است که در قالب‌هاي گوناگون، مضامين عاشقانه، عارفانه، ديني و اخلاقي را بيان کرده است؛ از سوي ديگر، اشعار او روايتي از جست‌وجوي معرفت، تجربه تحول دروني و تلاش براي دستيابي به مرتبه‌اي فراتر از دانش متعارف ارائه مي‌کنند. در اين ميان، برخي از اشعار وي براي شناخت جهان‌بيني عرفاني‌اش اهميت ويژه‌اي دارند. اين سروده‌ها، در کنار مضمون‌هاي عاشقانه و تصويرپردازي‌هاي هنري، نشان مي‌دهند که شعر براي مسکين‌قليچ صرفاً وسيله‌اي براي بيان احساسات نبوده، بلکه ابزاري براي روايت تجربه معنوي و توضيح نسبت انسان با حقيقت نيز به شمار مي‌رفته است. از اين منظر، اهميت مسکين‌قليچ در ادبيات ترکمن تنها به جايگاه او در سنت شعري محدود نمي‌شود؛ بلکه در پيوند ميان زبان شاعرانه، تجربه عرفاني و بازنمايي تحول دروني نيز بايد جست‌وجو شود.

 

اوغوزنامه‌ها و فرهنگ شفاهي ترکمن

اغول‌مايا سميع‌زاده در سخنان خود به اوغوزنامه‌ها، پيشينه ادبيات مکتوب ترکمن، کتيبه‌هاي اورخون و اهميت ادبيات شفاهي و آفرينش‌هاي مردمي پرداخت و گفت: تا امروز بيش از سي نسخه از آثار اوغوزنامه به دست آمده است که اوغوزخان، نخستين سلطان ما و مايه افتخار ادبيات ترکمن، را مي‌ستايد. از کهن‌ترين اوغوزنامه‌هايي که به دست ما رسيده، اثري است که قورقود آتا (دده قورقود)، نويسنده و داناي اوغوزها، نوشته است. معلوم است که خود قورقود آتا نيز 300 سال پيش از پيامبر گرامي اسلام، يعني نزديک به دو هزار سال پيش، مي‌زيسته است. اوغوزنامه نوشته قورقود آتا نيز از کهن‌ترين داستان‌هاي ادبيات ترکمن است. اگر قورقود آتا اثر اوغوزنامه را نوشته باشد، پس در اين شکي نيست که آن را با الفباي اوغوز نوشته است. همچنين اوغوز قاغان يکي ديگر از اوغوزنامه‌هاست که با حروف اويغوري نوشته شده است. اين اثر در پاريس، در کتابخانه ملي فرانسه نگهداري مي‌شود. گمان مي‌رود به گونه‌اي متفاوت نوشته شده باشد. اين اثر به سده سيزدهم تعلق دارد. در کتيبه‌هاي اورخون ـ بتيسي، در نوشته‌هاي پسران اتميش‌بگ و پسران کاپاغان کاپغان، بيلگه خان و کول‌تگين و خويشاوندشان تونيکوک، به شکل شگفت‌انگيزي واژه‌هايي را مي‌توان ديد که در گفتار و نوشتار ترکمني امروز ما نيز کاربرد دارند. پس اين نوشته‌ها نيز صداي نياکان ما از گذشته‌اند. با اين نوشته‌ها، ادبيات‌شناسان و زبان‌شناسان دانش‌آموخته رشته زبان و ادبيات ترکمن، بدون نياز به ترجمه، مي‌توانند اين ارتباط را برقرار کنند. پس مي‌توانيم اين آثار را کهن‌ترين نوشته‌ها و ادبيات خود بدانيم. ادبيات ترکمن، جز آثار اوغوزنامه، ادبيات شفاهي نيز دارد که ما آن را آفرينش‌هاي مردمي مي‌ناميم. سخنان سخنوران، زنان و دختران، خردمندان و آفرينش‌هاي کودکان، همه با هم به آفرينش‌هاي مردمي تبديل شده‌اند. شناخت فولکلور، شناخت خود است. ضرب‌المثل‌ها، مثل‌ها، سرودها، هوودي‌ها (لالايي‌ها)، ياروجان‌ها، يارمضان‌ها، يارـ‌يارها، لولوجان‌ها، نوي‌نوي‌ها، آوازهاي عروسي، بازي‌هاي کودکان، افسانه‌ها، داستان‌ها و... گذشته را به ما مي‌آموزند و ساخت‌هاي واژگاني رو به نابودي را احيا مي‌کنند.