گراني هاي کمرشکن


یاددداشت اول |

 

■ فاطمه سراوانی

 

جنگ، بدون ترديد، اقتصاد را تحت تاثير قرار مي‌دهد. هزينه‌هاي توليد و حمل‌ونقل را افزايش مي‌دهد، زنجيره تامين را مختل مي‌کند، انتظارات تورمي را بالا مي‌برد و با نااطميناني در بازارها، فشار مضاعفي بر معيشت مردم وارد مي‌سازد. انکار اين واقعيت، نه کارشناسي و نه منصفانه است. اما مسئله اين است که جنگ، نبايد از يک عامل واقعي فشار اقتصادي، به توجيهي براي هر گراني و پوششي امن براي هر نوع سوءمديريت تبديل شود. مردم مي‌فهمند که شرايط جنگي عادي نيست؛ آنچه نمي‌پذيرند، عادي‌سازي گراني‌هاي بي‌حساب، افزايش‌هاي بي‌ضابطه و ناتواني  آشکار مسوولان در مهار بازاري است که گويي هرکس ساز خود را مي‌زند. چگونه است که قيمت‌ها با شتاب بالا مي‌روند، اما هنگام کاهش هزينه‌ها يا فروکش‌کردن فشارها، خبري از بازگشت قيمت‌ها نيست؟ چرا در بسياري از بازارها، پيش از آنکه اثر واقعي يک شوک اقتصادي بر هزينه‌ها آشکار شود، قيمت‌ها جهش مي‌کنند؟ اين فاصله ميان واقعيت هزينه‌ها و قيمت‌هاي تحميلي، همان نقطه‌اي است که بايد با ذره‌بين نظارت و حساب‌کشي به آن توجه کرد. بحران، دندان طمع فرصت‌طلبان را تيزتر مي‌کند؛ به‌ويژه آنجا که نظارت سست و برخوردها کم‌اثر باشد. در چنين فضايي، عده‌اي از اضطراب عمومي، آشفتگي بازار و ضعف نظارت براي انباشت سود بهره مي‌برند. احتکار، گران‌فروشي، قيمت‌سازي و انتقال بي‌ضابطه هزينه‌ها به مصرف‌کننده، با تغيير نام و عنوان، از واقعيت خود خارج نمي‌شوند. نمي‌توان هر افزايش قيمتي را به جنگ نسبت داد و هر مطالبه‌اي براي پاسخ‌گويي را ناديده گرفت. مسئولان بايد ميان افزايش اجتناب‌ناپذير هزينه‌ها و گراني‌هاي ناشي از سودجويي، تمايز قائل شوند؛ با داده‌هاي روشن، سازوکار قيمت‌گذاري را توضيح دهند...

 

زنجيره توزيع را زير نظر بگيرند، با متخلفان برخورد موثر کنند و نتيجه اقدامات خود را به مردم گزارش دهند. نظارت نمايشي و وعده‌هاي تکراري، نه قيمت را پايين مي‌آورد و نه اعتماد عمومي را ترميم مي‌کند. مردم از مسئولان انتظار معجزه ندارند؛ انتظار دارند مسئوليت بپذيرند. اگر جنگ هزينه دارد، بايد صادقانه توضيح داده شود؛ اگر کمبود وجود دارد، بايد براي رفع آن اقدام کرد و اگر پاي فساد و فرصت‌طلبي در ميان است، بايد بدون ملاحظه با آن برخورد شود. جنگ گراني را تشديد مي کند، اما نمي‌تواند مجوز بي‌انضباطي اقتصادي، ترک فعل يا رهاکردن سفره مردم باشد. معيشت مردم ميدان آزمون صداقت و کارآمدي مسئولان است. نمي‌توان از جامعه انتظار تحمل بي‌پايان داشت، اما براي مهار فشارها پاسخ روشن و اقدام موثري ارائه نکرد. اتفاقا در روزگار بحران، مسئوليت دولت سنگين‌تر مي‌شود و هرچه فشار بر مردم بيشتر باشد، حق آنان براي مطالبه‌گري نيز جدي‌تر و انکارناپذيرتر است.