شادي فراموش شده


یاددداشت اول |

 

■ با مسوولیت سردبیر

 

در روزگاري که سايه جنگ و ناامني بر زندگي مردم سنگيني مي‌کند، نگراني از آينده، فشارهاي اقتصادي و فرسودگي رواني، بيش از هر زمان ديگري مجال نفس کشيدن را از شادي مي‌گيرد. در چنين شرايطي، سخن گفتن از شادي شايد براي عده‌اي ساده‌انگارانه به نظر برسد؛ گويي مي‌توان رنج مردم را ناديده گرفت و با چند جمله اميدوارکننده، واقعيت‌هاي تلخ را تغيير داد. اما شادي، اگر درست فهميده شود، انکار رنج نيست، بلکه شيوه‌اي براي تاب آوردن در برابر آن است. شادي امري دروني است؛ نه به اين معنا که شرايط بيروني اهميتي ندارند، بلکه به اين معنا که نبايد تمام اختيار احساس و کيفيت زندگي خود را به دست حوادث بسپاريم. نمي‌توانيم هميشه مانع وقوع بحران‌ها شويم، اما مي‌توانيم بياموزيم که در ميان دشواري‌ها، روزنه‌هاي روشن زندگي را ببينيم؛ قدر يک ديدار صميمانه، يک گفت‌وگوي آرام، لبخند يک کودک، مهرباني همسايه و لحظه‌هاي کوتاه آسودگي را بدانيم. برخي انسان‌ها حتي در بهترين شرايط نيز هنر بهره‌مند شدن از نعمت‌ها را نمي‌آموزند؛ گويي همواره در جست‌وجوي بهانه‌اي براي اندوه‌اند و چشمشان به جاي ديدن روشنايي‌هاي زندگي، به تاريکي‌ها دوخته شده است. شادي، پيش از آنکه حاصل فراواني باشد، توان ديدن و چشيدن و لذت بردن از داشته‌هاست. البته شادي را نمي‌توان به مردم توصيه کرد، بي‌آنکه رنج‌هايشان را شنيد. کسي که زير فشار معيشت يا اضطراب زندگي مي‌کند، پيش از هر پند و اندرزي، به درک شدن، امنيت و حمايت نياز دارد. بنابراين، ترويج شادي نبايد به سرزنش اندوهگينان يا ناديده گرفتن مسئوليت‌هاي اجتماعي تبديل شود. شادي پايدار، هم به اميد فردي و هم به تلاش جمعي براي کاهش رنج و بي‌عدالتي نياز دارد. امروز بيش از هميشه بايد شادي را تمرين کنيم و به ديگران نيز بياموزيم؛ نه با موعظه، بلکه با رفتارمان. با کمتر کردن تلخي کلام، پرهيز از انتشار بي‌محاباي اخبار هراس‌انگيز، دستگيري از نيازمندان، حفظ پيوندهاي انساني و يادآوري داشته‌هايي که در هياهوي بحران فراموش مي‌شوند. شادي در اين روزها نيرويي براي ادامه دادن، مراقبت از يکديگر و زنده نگه داشتن اميد است. گاهي تغيير جهان از تغيير نگاه ما آغاز مي‌شود؛ از اين تصميم ساده اما عميق که نگذاريم تاريکي، تمام روشنايي درونمان را خاموش کند.