در بزرگداشت پيشکسوت نمايش گلستان عنوان شد: چراغ تئاترهنوز روشن است


یادداشت |

مهران موذني - گرگان از ديرباز همواره يکي از شهرهاي مطرح کشور در عرصه‌ي هنرهاي نمايشي بوده. هرچند که در ساليان اخير، کم‌فروغ‌تر از دوره‌هاي گذشته ظاهر شده، اما جايگاه هنرمندان آن بر کسي پوشيده نيست. عصر يکشنبه، مراسم نکوداشت حسن رستماني، پيش‌کسوت تئاتر، سينما و تلويزيون که از جمله‌ي اين مفاخر است، با حضور جمعي از مسئولين استاني و اهالي تئاتر و سينما در تالار فخرالدين اسعد برگزار شد. محمد صمدي، رئيس انجمن هنرهاي نمايشي گلستان، با مثبت قلمداد کردن چنين گردهمايي‌هايي براي تقدير از بزرگان تئاتر استان گفت: در گذشته به اين شکل آموزشگاه و موسسه وجود نداشت و براي ورود به تئاتر گرگان، بايد شخصي که جايگاهي در اين عرصه داشت در را به روي شما باز مي‌کرد و فرصت حضور در تمرين را به شما مي‌داد. طبيعتا شرايط سختي بود. استاد رستماني يکي از افرادي بود که تعداد زيادي از هنرمندان گلستان توسط ايشان به تئاتر ورود کردند. من در چندين دوره از انجمن هنرهاي نمايشي در کنار استاد رستماني حضور داشتم و يک درس مهم از ايشان گرفتم. اينکه هيچ‌وقت دست از مبارزه برندارم و از هيچ چالشي نگذرم. من به شخصه با 3 دوره حضور در انجمن، پرچمم را پايين آوردم. اما ايشان 11 دوره در شکل گذشته‌ي انجمن و چندين دوره نيز در شکل کنوني آن در انجمن هنرهاي نمايشي حضور داشتند. بارها و بارها نيز در شوراي نظارت و ارزش‌يابي به تئاتر استان خدمت کردند. خدمت از اين جهت که از اين موارد نام‌برده‌شده، هيچ‌کدام عايدي مالي ندارند. استاد رستماني همچنان قدرتمند ايستاده‌اند و تئاتر استان را نمايندگي مي‌کنند. الهام متين، مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي گلستان که از جمله مسئولين حاضر در جلسه بود، با اشاره به اثرات مثبت معرفي مفاخر هنر استان به‌عنوان الگوهاي جامعه گفت: از همه‌ي عزيزاني که تدارک چنين برنامه‌هايي را مي‌بينند تا اساتيدي ارجمند ما را به جامعه معرفي کنند، تشکر مي‌کنم. اميد مي‌رود که چنين برنامه‌هايي سبب استفاده از تجربيات ارزشمند اين اساتيد شود. وي در ادامه به شرح وظايف و ارائه‌ي گزارش عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد در زمينه‌ي هنر و تئاتر پرداخت و خاطرنشان کرد: با دستور وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره‌ي کل فرهنگ و ارشاد اکثر برنامه‌هاي فرهنگي، هنري، رسانه‌اي و قرآني خود را توسط هنرمندان انجام مي‌دهد. در واقع وظيفه‌ي اصلي ما هدايت، حمايت و نظارت، بر فعاليت‌هاي هنرمندان است. در مدت زمان خدمت بنده، اتفاقات بي‌بديلي در عرصه‌ي تئاتر استان رقم خورد. در جشنواره‌ي تئاتر منطقه‌اي کشمکشي چند ساعته براي انتخاب بهترين‌هاي تئاتر وجود داشت و ما به‌جاي معرفي 3 گروه، 5 گروه را براي مرحله‌اي منطقه‌اي معرفي کرديم. نزديکي تراز گروه‌ها و امتيازات آن‌ها، سبب اين موضوع شده بود. در نهايت، مديرکل هنرهاي نمايشي با در نظر گرفتن پيشينه‌‎ي تئاتر استان گلستان، با حضور هر 5 گروه در مرحله‌ي منطقه‌اي موافقت کرد و ما شاهد کسب جايزه توسط تمامي گروه‌ها در اين مرحله بوديم. همچنين آقاي ياسين رضواني با نمايش بيهوده، رتبه‌ي اول تئاتر کشور را کسب کرد. وي بخش بعدي سخنانش را به برنامه‌هاي اداره‌ي فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اختصاص داد و اظهار داشت: تيم منسجمي از اساتيد به‌عنوان انجمن تئاتر استان پاي کار آمده‌اند. توانمندي اين عزيزان قدري است که من فکر نمي‌کنم به حمايت اداره‌ي کل فرهنگ و ارشاد نياز داشته باشند. الهام متين درباره‌ي قرارگاه شهيد آويني گفت: در اين رويداد تعاملي _ آموزشي، به شناسايي، توانمند‌سازي و اشائه‌ي آثار هنرمندان استان گلستان خواهيم پرداخت. البته اين رويداد تنها مختص به گرگان نيست. بلکه تمام 14 شهرستان استان را پوشش خواهد داد تا همه‌ي جوانان و نوجوانان مستعد شناسايي شوند. حسن رستماني نيز در اين نشست  ضمن تشکر و قدرداني از حضار گفت: ما نه براي نکوداشت من، بلکه براي نکوداشت هنر و به خصوص هنر نمايش، اين ميراث گران‌بهاي بشريت که براي پويايي در حوزه‌ي انديشه‌ورزي و خرد کارايي دارد و جزو اصول بنيادين هنر است، گرد هم جمع شديم. يکي از رسالت‌هاي هنر، بي‌پيرايگي و ارتباط معقول و منطقي آن با رويدادهاي جامعه است. به گونه‌اي که نمي‌توان آن را کتمان کرد. اميد است بتوانم در آينده‌اي نه چندان دور، باز هم خدمت‌گزاري کوشا براي ديگران باشد. آگوستو بوال مي‌گويد تئاتر زماني متولد مي‌شود که انسان کشف کند مي‌توان خود را تماشا کند و انسان حين تماشاي خود، در ماهيت و چيستي‌اش مي‌انديشد. در اينکه انسان چيست، چه نيست و چه مي‌تواند باشد. فلسفه در نتيجه‌ي شگفتي و کنجکاوي انسان به وجود مي‌آيد. پيش از فلسفه همه چيز با اساطير توجيه مي‌شد. سفر نمايش پس از گذر از سنگ‌ها و فرازها و فرودها طي 3 هزار سال براي انسان معاصر به ارمغان آورده شد. در گستره‌ي بي‌پايان روابط اجتماعي حوزه‌ي نمايش، خوب مي‌دانم که پس از 60 سال هنوز هيچ نمي‌دانم و در اين درياي بي‌انتها بايد جست و جو کرد و خواند و خواند و خواند. جواد پيشگر، پيش‌کسوت برجسته‌ي تئاتر استان که از سخنرانان اين نشست بود، به تمجيد از حسن رستماني پرداخت. وي در ابتداي صحبت‌هايش گفت: صحبت کردن درباره‌ي انساني شريف و بزرگ از سخت‌ترين کارهاست. حسن رستماني از همان هنرمندهايي است که دغدغه‌ي غواصي در اقيانوس بي‌انتهاي هنر را دارد. پيشگر در ادامه خطاب به رستماني گفت: در تو شوري است که آن را تنها براي خودت نمي‌خواهي. تو اهل تلنگر زدن به خود و ديگراني که نبايد نشست. بايد از سر خلوص کار کرد. به انديشه و کارت اعتقاد داري. وي در نهايت گفت: سال 1401 افتخار هم‌بازي بودن با ايشان را پيدا کردم و شاهد پلاني بودم که سبب حيرت من شد. آرزو مي‌کنم خداوند به پاها، دست‌ها، چشم‌ها و انديشه‌ ايشان تواني چنان بدهد که بتواند همچنان در گستره‌ي بي‌بديل هنر تئاتر ببالد و بماند. محمدمهدي خليلي، پيش‌کسوت تئاتر مازندران به عنوان يکي از سخنرانان اين نشست، به طور اجمالي به جايگاه تئاتر گرگان و حسن رستماني پرداخت: چراغ تئاتر هنوز در گرگان روشن است. تئاتر در اين شهر پيشينه دارد. زماني که گلستان بخشي از مازندران بود، ما به تئاتر گرگان مي‌باليديم. حسن رستماني استاد بنده است. من افتخار همکاري با ايشان را در چندين اثر به کارگرداني ياسر طالبي داشتم. وي در ادامه بر لزوم توجه بيش‌تر به تئاتر تاکيد کرد و گفت: من سال‌ها در تئاتر کار کرده‌ام. اما دريافتي خاصي نداشتم. تئاتر هنر مظلومي است و مسئولين ما بايد توجه بيش‌تري به آن داشته باشند. آمار جرم و جنايت در هر کشوري که به تئاتر بيش‌تر اهميت دهد، کم‌تر خواهد بود. آموزش و پرورش بداند که کودکان با آموختن تئاتر، زندگي مي‌آموزند. قطعا هر چيزي جايگاه خودش را دارد و نبايد با خاموش کردن چراغ مکاني مثل تئاتر،‌ چراغ‌هاي ديگري را روشن کنيم. احمدرضا اسعدي، بازيگر مطرح سينما، تلويزيون و تئاتر که واپسين سخنران اين نشست بود، درباره‌ي دغدغه‌هاي تئاتر استان گفت: هنر خدمات زيادي به آموزش و پرورش انجام داده. هرچند که توقع و انتظار ريشه‌ي خودآزاري است، اما بايد از مسئولين آموزش و پرورش پرسيد که چه تعداد از هنرمندان گرگان معلم بوده‌اند؟ اشخاصي مثل رضا خيرخواه و استاد محمدرضا صميمي، اعتبار ملي کارگرداني تئاتر ايران معلم بودند. اين‌ها افتخار ما هستند. اما چرا شما افتخار آن‌ها نيستيد؟